تبليغاتX
«•´`•.مـــــدیــنــه النــبــی.•´`•»



اضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضو20061025234248732h7010h.gif2006102523424873اضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضو

103.gif103.gif
1fdbc50862اضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضواضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضوapctrs2573.jpg اضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضواضغط هنا وارسل رساله خاصه لهذا العضو1fdbc50862

رمضان در لغت به معنای رمضاء به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است .

1fdbc50862اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهممممممممممم ..1fdbc50862

فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه مهمانی خدا .

ماه نزول قرآن مجید

ماه رحمت ؛

 ماه بخشش گناهان ؛

 ماه بهشتی و ...

 بر همه شما عزیزان مبارک !

رمضان ، ماه « قرب » است ، ماه « یافتن » و « رسیدن » است .

 

1188091255.gif

السلام علیک یا سید الساجدین..یا مریض كربلا شافی جمیع المرضی آمین
__________________

بسم الله النور . سلام بر ماه خدا ماه مهمانی . حلول ماه مبارک مبارک

ما رو از دعای خیر محروم نکنید(مخصوصا موقع افطار)



16.gif16.gif16.gif
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387;ساعت 11:44;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

سلام و هزاران درود و شاد باش

امروز نيمه شعبان است

 آيا خودمان را براي ماه خودسازي ماه رمضان اماده كرده ايم ؟

ايا قدر لحظات اون ماه را خواهيم دانست..؟

ايا دلمان به خدا نزديك ميشود ..؟

ايا خدا ما را ميبخشد..؟

ايا ايا و هزاران اياهاي ديگر..

خدا خدا بحق اين غروب نيمه شعبان ياريمان كن..اني باشيم كه خود ميخواهي..

خدايا از من بگير هر انچه تو را از من ميگيرد..

غروب نيمه شعبان همچون غروب روز جمعه است..دلتنگي و دلتنگي تا به كي..

برايم دعا كنيد ..

دعاگويم

بدرود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387;ساعت 20:8;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 


 ام البنین

 

 

ام البنين، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.

ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .

ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع می رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

يا من رأى العباس كر 
على جماهير النقد

و وراه من ابناء حيدر 
كل ليث ذى لبد

أنبئت أن ابنى أصيب‏ 
برأسه مقطوع يد

ويلى على شبلى امال‏ 
برأسه ضرب العمد

لو كان سيف فى يد (يدى)  
لما دنا منه احد

اى آن كه عباس را ديدى، كه بر گروه بيچارگان حمله می ‏كرد،

و دنبال او از فرزندان حيدر (على عليه السلام) جنگاورانى بودند، كه هر يك يال و كوپالى داشتند، خبردار شدم كه بر سر پسرم آسيب وارد شد، در آن حال كه دستش قطع بود،

واى بر من كه ضربه عمود سرش را خم كرد،

(عباسم) اگر شمشيرت در دستت بود، هرگز كسى به تو نزديک نمى شد.

مروان بن حكم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با ديگر مردم، با اين نوحه سرايى ام البنين دور او جمع می ‏شدند و می ‏گريستند.

 

منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
نويسنده: معاونت پژوهش مركز حوزه ‏هاى علميه خواهران

 

معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد بخون جالبه حاجتتو از ام البنین س بخواه خیلی مهربونه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387;ساعت 10:45;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

سلام

bismillah2.jpg

سومین ختم قران به نیت دو بانوی بزرگوار زینب کبری و زهرای مرضیه سلام خداوند برا انها و خاندان پاکشان باد..لطفا یک جز انتخاب کنید..شهادت حضرت زهرا را هم پیشاپیش تسلیت عرض میکنم.

حالا هر کی میخواد با انتخاب یه جزء شرکت کنه، بسم الله... 

جزء 1   85052314181368-1-I.jpg  1-زهرا

جزء2 0,,1333762_1,00.jpg 2-زهرا

 جزء3   85052314181368-1-I.jpg3-الهام

جزء 4  0,,1333762_1,00.jpg 4-سید

 جزء 5    85052314181368-1-I.jpg 5-سید

جزء 6   0,,1333762_1,00.jpg  6-سید

جزء 7  85052314181368-1-I.jpg 7-گیلانه

جزء 8 0,,1333762_1,00.jpg 8-ج ...

جزء 9  85052314181368-1-I.jpg   9-سیده

جزء 10  A0016344.jpg 10-سیده

جزء 11 85052314181368-1-I.jpg  11-یوسف

جزء12    85052314181368-1-I.jpg 12-علی مقدس زاده

جزء 13233925.jpg13-موروا

جزء 14important_facts_jeld.jpg14-معصومه

جزء 15qurqnv2-202.jpg 1۵-

جزء16A0016344.jpg 16-محدثه اهلبیت

جزء17A0016344.jpg  17-محدثه اهلبیت

جزء 1885052314181368-1-I.jpg 18-محدثه اهلبیت

جزء19A0016344.jpg 19-سیده خانوم مسافر کربلا

جزء 20A0016344.jpg 20-مریم گلی

جزء 2185042409320267-1-I.jpg 21-ج

جزء 2285042112231163-1-I.jpg 22-سید

جزء 2385042409320267-1-I.jpg 23-آفرودیتا

جزء 2485042409320267-1-I.jpg 24-عبداله

جزء 25ghoran4b.jpg  25-شهرزاد خانم

جزء 26A0016344.jpg 26-فاطمه

جزء 2785042409320267-1-I.jpg 27-فاطمه خانوم

جزء 28 A0016315.jpg 28-سید

جزء 29A0016315.jpg  29-سید

جزء30  A0016315.jpg 30- مریم خانوم

 

 
یا بنی ظلمونی یا ضوا اعیونی
 
التماس دعا دارم
 
یا فاطمه الزهرا روحی و ارواح العالمین فداکی یا سیدتی و جدتی
 
06.gifمادر جان قبرت کجاست06.gif
 
28.gifخدایا همه را بخصوص جوونهای شیعه را عاقبت بخیر فرما28.gif

گوش کن..صدایی می آید..:

هل من ناصر ینصرنی؟!!

بگو یا زهــــــــــــرا

 ممنونم از حسن توجه شما محبین اهل بیت

 به این طرح

بازم میگم خیلی دعام کنید

یا زهرای مرضیه سلام الله علیه

 

 

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387;ساعت 17:30;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

امام صادق(ع) از وجود مبارک رسول اکرم(ص) دربارۀ مقام منتظران ظهور و علاقه مندان به ساحت مقدس حضرت بقیة ا... چنین نقل فرموده اند:
خوشا به حال کسانی که قائم از اهل بیت مرا درک کنند و اقتدای به آن حضرت می کنند(فرمانبرداری) پیش از قیامش، دوستان او را دوست می دارند و با دشمنانش دشمن اند و از آنها تبری می جویند و ائمۀ معصومین قبل از آن حضرت را دوست می دارند. اینان رفقای من و دوستان من و بهترین امت من در نزد من، بلکه بهترین مخلوقات خداوند برای من هستند.(1)
حذیفه می گوید: دیدم رسول معظم اسلام(ص) پردۀ کعبه را گرفته و گریه می کند. عرض کردم: یا رسول ا...! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ خداوند چشمهای شما را نگریاند. فرمودند:
ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی. عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد! آیا علائمی هست که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند: آری مطالبی که می گویم به قلبت بسپار وباچشمت ببین وبا انگشتانت شماره کن:

1- وقتی که امت من نماز را ضایع کنند.
2- از شهوات پیروی کنند.
3- خیانت در میان مردم زیاد شود.
4- امانت و امانتداری کم شود.
5- مشروبات الکلی بنوشند.
6- فضا تاریک شود(ممکن است به خاطر آلودگی فضا به معصیت یا دود ناشی از بنزین و غیره باشد.)
7- به واسطۀ خشکسالی، آب قناتها و چاهها کم شود
8- آسمان و این فضای لا یتناهی غبارآلود شود( ممکن است کنایه از ظلمهای جهانی باشد )
9- امنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود.
10- و مردم همدیگر را سعب و لعن کنند.
11- خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند.(مانند بی حجابی، رقاصی، قمار و...)
12- مردم در زندگی گرفتار تجملات و مد پرستی شوند و سرانجام قناعت و میانه روی متروک گردد.
13- افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوء ظن و عدم اعتماد بر جامعه سایه افکند.
14- سالهای دنیا پست و خوار شود.
15- درختکاری زیاد شود و محصولها اندک شود.
16- قیمتها بالا رود( نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آوری بالا رود تا جایی که زندگی را تبدیل به جهنم سوزان کند)
17- بادها زیاد شود( طوفانها و تند بادها مرتبا در دنیا زیانهای سنگین جانی و مالی به بار آورد.)
18- پرده از روی باطن مردم برداشته شود( و جنایتکاران و دنیا پرستان و جاه طلبان شناخته شوند، یا بدان آشکار شوند یا علائم ظاهر شوند.)
19- عمل شنیع لواط علنی شود( کما اینکه در انگلستان با گذراندن قانونی از تصویب مجلس لواط بلا مانع شده است.)
20- خلاف پسندیده شود.
21- تجارت و کاسبی دچار سختی و تنگی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود.
22- تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خونسردی بر مبنای هوای نفس( دلم می خواهد) پیاده کنند.
23- ناسزا و فحش دادن به پدران و مادران را وسیلۀ سرگرمی و مزاح قرار دهند.
24- آشکارا ربا بخورند و کوچکترین ترسی از خداوند نداشته باشند.
25- بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.(مراکز خود فروشی و زنا در دنیا با ابعاد گسترده ای بالاترین شاهد ماست.)
26- خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامۀ آن بسیار کم شود.
27- افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.
28- خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همۀ طبقات زاید شود.
29- امانت را بی اهمیت بدانند و به آن بی اعتنا باشند و افراد امین کم شوند.
30- افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند.
31- نادانها به دلیل نادانی خویش مشهور شوند.
32- مردم خانه های خود را بیارایند و دیوارهای آن را زینت دهند.
33-قصرها و خانه ها بلند ساخته شود(مانند ساختمانهای چندین طبقه ای که آسایش و امنیت را از همسایه ها سلب می کند.)
34- باطل را به لباس حق جلوه دهند.
35- زشتی دروغ از بین برود به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند.
36- اگر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند.
37- پستی و لئامت و سرزنش یکدیگر را به حساب عقل بگذارند(صاحبش را عاقل بدانند.)
38- گمراه بودن و راه کج رفتن را هدایت بشمارند.
39- بیان را کوری بدانند( اگر به وسیلۀ بیان حقایقی گفته شود که به نظر آنها خوش نیاید.بگویند این شخص کور است و واقعیت دنیا را نمی بیند.)
40- و خموشی را بی خردی بدانند.
41- دانشمند اگر بخواهد از علم خویش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانی بدانند.
42- نشانه ها بسیار شود و علامتها یکی پس از دیگری ظاهر گردد.
43- تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند( مردم را متهم کنند و بدین دلیل آبروی بندگان خدا را بریزند)
44- آسیای مرگ بر سر جامعه بچرخد(جنگهای خانمان سوز به راه بیندازند و افراد بی گناه را قتل عام کنند، مانند بمباران مناطق مسکونی و نظامی و...)

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387;ساعت 19:29;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

دکتر ماسارو یموتو از محققان ژاپنی افزوده است: وی در تحقیقات و مطالعات علمی خود روی آب زمزم با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نتوانسته است هیچ یک از خواص آب زمزم را تغییر دهد. یک دانشمند ژاپنی اعلام کرد نتایج تحقیقات با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نشان می دهد آب زمزم در مکه مکرمه، آب معمولی نیست بلکه ازخواصی برخورداراست که در هیچ یک از آب های جهان پیدا نمی شود. به گزارش واحد مرکزی خبر ، نتایج تحقیقات نانو تکنولوژی این دانشمند ژاپنی نشان می دهد اگر یک قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولی افزوده شود، ‌آن هزار قطره آب معمولی، خواص آب زمزم را پیدا می کند. دکتر ماسارو یموتو از محققان ژاپنی افزوده است: وی در تحقیقات و مطالعات علمی خود روی آب زمزم با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نتوانسته است هیچ یک از خواص آب زمزم را تغییر دهد. وی تصریح کرده است روی آب زمزم که آن را از یک عرب مقیم ژاپن گرفته، تحقیقات و مطالعات زیادی انجام داده است. دکتر یموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آبهای دیگر متمایز است و ساختار آن با همه آب های جهان متفاوت است. این محقق ژاپنی گفته است مطالعات و تحقیقات در آزمایشگاهها نتوانست هیچ یک از خواص این آب را تغییر دهد و ما تاکنون نتوانسته ایم علت ان را تشخیص بدهیم. وی در پایان گفته است آب زمزم یک آب معمولی نیست. گفتنی است دکتر یموتو بنیانگذار نظریه تبلور ذرات آب است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387;ساعت 12:34;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صلى على محمد وال محمد
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
روي أنه في يوم الأربعاء آخر شهر صفر من كل سنه تنزل 320 ألف بليه
ولدفع نحوسة هذا اليوم تقوم بالأعمال التاليه:
1-الصدقه والإحسان حيث يستحب وضع سبع قطع نقديه تحت رأس كل شخص ليلة الأربعاء.
2-الإستعاذه بالأدعيه وقراءتها وهي:
أ- اللهم اصرف عنا شر هذا اليوم، واعصمنا من شؤمه، واجعله اللهم علينا بركه، واجنبنا عما نخافه من نحوسته وكرباته بفضلك ولطفك يا دافع الشرور، يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين.
ب- روي أنه من قرأ هذا الدعاء في آخر شهر صفر لم يمت في تلك السنه وناجى عزرائيل ربه فقال يارب إن فلانا إقتضى أجله وعمره ولم تأمرني بقبض روحه فقال جل جلاله: قلت حقا ولكن أطلت في عمره بسبب هذا الدعاء إلى شهر صفر المقبل وحفظته من جميع الآفات والبليات وهذا الدعاء هو:
(بسم الله الرحمن الرحيم اللهم يا ذا العرش العظيم والعطاء الكريم عليك اعتمادي ياالله ياالله ياالله الصمد الرحمن الرحيم يا فرد يا وتر يا حي يا قيوم، امنع عني كل بلاء وبليه وهامة وامنع عني شر كل ظالم وجبار ياقدوس يارحمن يا رحيم)
ج- ومن قرأ كل واحده من السور القرآنيه التاليه سبع مرات لسعة الرزق اغتنى قبل اكمال السنه إن شاء الله:
( الشرح ، والتين، والنصر ، والتوحيد)
3- يستحب الصلاة ركعتين تقرأ في الأولى بعد الحمد قل اللهم يا مالك الملك إلى قوله بغير حساب(26،27 آل عمران) وفي الثانيه بعد الحمد قل إنما أنا بشر مثلكم إلى آخر الآيه(110 الكهف)
فإذا سلمت فقل (اللهم اصرف عني بليته وشؤمه وارزقني رحمته وبركته وجنبني مما أخاف من نحوستاته وكرباته بفضلك يا دافع الشرور يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين)
المصدر/: مرقاة الجنان(ص66-67) للعلامه السيد حسن لوساني...
ودفع الله عنا وعنكم كل سوء يارب العالمين
نسألكم الدعـــــــــــــــــــــاء

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386;ساعت 10:53;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

پخش مستقيم از حرم آقا ابا‌عبدالله الحسين (ع)

 

دليل تأكيد قرآن بر پاره اي از اعداد
مانند عدد چهل چيست؟
 
 
پاره اي از اعداد، در عالم طبيعت، فرهنگ اقوام و اديان مختلف و نيز متون ديني اسلامي و غيراسلامي از اهميت خاصي برخوردارند به گونه اي كه بعضي عقايد، سنن و آداب بر محور آنها چرخيده و همواره مورد توجه بوده اند. اين اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهميت آن ها در پرده ابهام است را مي توان اعداد اسرارآميز ناميد كه مفسران، مورخان و اديبان هر يك به ذوق خود تفسيري ازآن ها ارائه داده اند كه به يقين هيچ كدام از اين نظرات رانمي توان علت قطعي كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله اين اعداد كه در قرآن ومتون ديني به وفور يافت مي شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر يك پژوهشي جداگانه را مي طلبند و ما اكنون به بررسي كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحديث مي پردازيم.
در قرآن كريم واژه «اربعين» به معناي «چهل» در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مي شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگي وي ياد مي كند كه مفسران راز تأكيد بر اين سن را ويژگي خاص اين دوره سني مي دانند واين دوره ازعمل آدمي را دوران كمال عقلاني، پختگي شخصيتي انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوي شدن صفات اخلاقي در درون وي مي دانند. كه اين ويژه گي ها از روايات متعددي كه از معصومين(ع) رسيده نيز به دست مي آيد به عنوان مثال در حديثي آمده است: كساني كه به چهل سالگي مي رسند وتوبه نمي كنند شيطان دستي به صورت آنها كشيده مي گويد: پدرم فداي رويي كه رستگار نمي شود!!!
در روايتي ديگر مي خوانيم: هنگامي كه بنده به سن 40سالگي مي رسد خداوند به دوفرشته مراقب او مي گويد: از اين پس بر اوسخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد وكم او را ثبت كنيد.
روايات فوق و ديگر روايات مشابه همه حكايتگر اهميت خاص چهل سالگي و نقش اين دوره از عمر انسان در تكميل شخصيت وي دارد به گونه اي كه پس از آن امكان تحول دروني او بسيار سخت مي گردد.
در كاربردهاي ديگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعيت ورود بني اسرائيل به سرزمين مقدس و چهل سال سرگرداني آنان در بيابان و نيز ميقات چهل شبه حضرت موسي(ع) سخن به ميان آمده است.
به عقيده مفسران چهل سال سرگرداني بني اسرائيل زمان لازمي براي انقطاع نسل نافرماني بني اسرائيل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمي بود كه بني اسرائيل از ناداني خود در مخالفت با حضرت موسي(ع) دست بردارند.
راز ميقات چهل شبه موسي(ع) نيز هر چند روشن نيست اما وجود اين روايت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را براي خدا خالص گرداند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ويژه آنانكه داراي مشرب عرفاني هستند به عدد 40 در زمينه خودسازي با ديده اهميت بنگرند، وبراي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان وكامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تأثيري ويژه قايل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهين شيرازي فقط پيامبران واولياي الهي از راز تعيين عدد چهل باخبرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386;ساعت 18:5;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

فرات بن ابراهیم کوفی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر اکرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی که وصی خود را نصب می کردند امر می کردند که آن روز  را جشن بگیرند.

 وقتی به سیره ائمه و پیامبر اکرم مراجعه می شود در می یابیم که پیامبر و  امیر مؤمنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یک عید برخورد کرده و  مسلمانان را به تبریک و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.

 امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس  به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام  هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.


عيد خلافت و ولايت

روى زياد بن محمد قال:

دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:

للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟

قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: .736

زياد بن محمد گويد:

بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:

آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386;ساعت 17:11;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد  
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر  خود را با کفنهايي که  که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود  
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علی (ع) امام پنجم از ائمه اثنی عشر (ع) و هفتمین معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدینه رخ داد …

شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقیم ، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم اجمعین هدایت نمود. بهترین تحیّت و درود بر روان پاك پیامبر عالى قدر اسلام صلى الله علیه و آله، و بر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، مخصوصاً پنجمین خلیفه بر حقّش حضرت ابو جعفر، امام محمّد باقر علیه السلام و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل بیت رسالت كه در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند.التماس دعااااااااااااااا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386;ساعت 18:41;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

سوال:
معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟
 

پاسخ:
برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:
نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمان‎هاي هفت‎گانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمين‎هاي هفت‎گانه آمده است[3] .
نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:
«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]
نکته ی سوم. آسمان در قرآن
كلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:

الف. آسمان مادي
قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:
1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخه‎هاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]
2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].
3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برج‎ها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]

ب. آسمان به معناي معنوي:
قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:
1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير مي‎كند».[9]
2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزي‎تان و آن چه به شما وعده داده مي‎شود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]
نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟
كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار مي‎رود.
الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار مي‎رود.
ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار مي‎رود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.
نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»
مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال داده‎اند.
الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.
1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.
2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]
ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:
1. آسمان‎هاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمين‎هاي زيادي (كره‎هاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آن‎ها در فضا شناور و معلق هستند.
2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليم‎ها را خلق كرد.
3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.
نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشان‎ها از نظر علمي وجود دارد؛ نمي‎توان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح مي‎شود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي مي‌باشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريه‌اي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.
براي مطالعه بيش‎تر به كتاب‎هاي ذيل مراجعه نماييد:
1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134.
2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234.
3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.
[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15
[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود مي‎آيد».
[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.
[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء
[6] ابراهيم، آية 24.
[7] ق، آية 9
[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)
[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)
[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134.
[11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)
[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض
[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.
[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بي‎تا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142.
[15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386;ساعت 18:39;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

.. ایام زیارت مخصوصه ی امام رضا علیه السلام بر شما محب امام رضا پربرکت باد ..


كار مهم در این ماه آگاهی از نعمتهایی است كه خداوند در روز دحوالارض، گسترش زمین، به بشر ارزانی داشته است. زیرا آگاهی از نعمت و كم كیف آن اولین مرتبه شكر است در روایات زیادی آمده است كه در بیست و پنجم ذی‌القعده كعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسی علیهماالسلام متولد شدند و رحمت پخش شده است. از امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایت شده است كه فرمودند: اولین رحمتی كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذی‌القعده بود. كسی كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهی كه در این روز برای ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمی‌گردند مگر این كه خواسته آنان داده می‌شود.

 

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین شكلی دارد و ماهیتی. شكل ظاهری آن همانگونه كه در اقبال به آن اشاره شده این است كه خدای متعال در این روز زمین را برای سكونت و زندگی انسانها آفریده و از رحمتی كه در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهای آن حتی بدن و روزی ما بوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس، نوع و صفت، كه كسی قادر به شمارش آن نیست، در این روز فرود آمده و پخش شده است.

از بزرگترین نعمتهای این روز این است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان می‌پذیرد. و این نهایت لطف، مهربانی و كرم است.

كتاب المراقبات نوشته عالم عامل و عارف كامل مرحوم آیت‌الله حاج میرزا جواد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386;ساعت 10:25;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

http://www.razavi.tv/ برین مشهد و التماس دعا

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة‏ مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان»(3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقف‎ها رهایى خواهم بخشید:

1- هنگامى كه نامه‏ها (ى ‏اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،

2- کنار پل صراط 

3- کنار میزان (هنگام ‏سنجش اعمال).

حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

« لا یستكمل عبد حقیقه الایمان حتی تكون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین و حسن التقدیر فی المعیشه، و الصبر علی الرزایا (1) ؛ تا سه خصلت در انسان نباشد، حقیقت ایمان او كمال نباید: ژرف شناختن دین، اندازه داشتن در زندگی و پایداری در مصیبت‎ها.»

از شاخه‎های اصل محدودیت در مصرف، تقدیر در (معیشت) زندگی است. این اصل، در كلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام فراوان آمده است، و به معنای اندازه داشتن در هزینه، و حساب كردن امور زندگی، و برقراری هماهنگی میان نیازها و چگونگی برآورد آنها است؛ یعنی رعایت اصل حیاتی نظم و انضباط اقتصادی است. این اصل از برنامه‎های اساسی اقتصادی و تربیتی در اسلام است. افراد جامعه اسلامی باید دارای تربیتی اقتصادی باشند، و زندگیشان برنامه داشته باشد، و مصرف مواد و كالاها باید در چهارچوب محاسبه و مدیریت انجام گیرد.

اهمیت این بعد از تربیت، در اینست كه نظام اقتصادی حاكم بر حیات فرد و جامعه، اگر با اندازه‎داری و محاسبه باشد، زمینه‎ای سازنده برای رشد مادی و معنوی افراد خواهد بود و سبب می‎شود تا از امكانات و نیروها به موقع و به اندازه بهره‎برداری شود، و از هرز رفتن توان و فكر و سرمایه‎های انسان‎ها جلوگیری به عمل آید. زندگی بی حساب و فاقد محاسبه و اندازه‎داری، تعادل و هماهنگی لازم را ندارد و با وجود صرف نیرو و سرمایه فراوان، بازدهی بسیار اندك خواهد داشت و در نتیجه امكانات و نیروها هرز می‎رود، و استواری و پایداری حیات فرد و جامعه دچار مخاطره می‎گردد.

اصل «تقدیر در معیشت» ، به رعایت حدود لازم و پیروی از حد میانه و دوری از اسراف می‎انجامد. این اصل، با توجه به زبانی كه در حدیث امام رضا علیه السلام و دیگر احادیث به كار رفته، و به صورتی كلی و قانونمند بازگو شده است، همه مراحل تكلیفی را در همه ابعاد زندگی در برمی‎گیرد. دوری از اسراف، تبذیر، و تضییع و فاسد كردن مواد و كالاها را نیز شامل می‎گردد. مراحل نهایی و تكامل یافته مصرف را كه حذف زواید و امور غیر ضروری است، تضمین می‎كند. این اصل هم چنین در قلمروی گسترده برنامه‎ریزی‎های اقتصادی نیز جریان دارد. برنامه‎ریزی اقتصادی و نظام تولید و توزیع باید با تقدیر و محاسبه انجام گیرد. تولید هر كالا باید با اندازه‎گیری و محاسبه باشد تا مقدار توان و كارایی كه از آن كالا منظور بوده با تركیب موادی كه در آن به كار رفته است، هماهنگ باشد.

 

پی‎نوشت:

1ـ تحف العقول، ص 329 .

 منبع:

کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386;ساعت 18:56;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

103.gifاللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم103.gif

103.gif و اهلک اعدائهم اجمعین الی یوم القیامه103.gif

http://sobh.org/Monasebat/swish/Sal86/imam_sadegh.html

 

 
6gl2fxt.gif""
 
 
یا علی ع
 
سر بزنید به وبلاگها

مدینه النبی برو ببین و استفاده کن نظر هم بده

مصباح الهدایه اگه عاشق اهل بیتی کلیک کن و نظر بده

بنت الزهرا وبلاگی که سعی داره همه مناسبتهای ماه را بیان کند کلیک کن

 

برخى وصيتهاى امام براى شيعيان



1. وصيت امام به زيد شحام:
زيد شحام مى‏گويد: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطيع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.
من همه شما را به تقواى الهى و ورع دينى فرا مى‏خوانم، و اينکه براى خدا کوشش کنيد، راستگو باشيد، اداى امانت کنيد و سجده‏هاى طولانى داشته باشيد و براى همسايگان خوبى باشيد که محمد(ص) ، با اين تعاليم و آموزشها آمده است.
امانت و وديعه اشخاصى را که شما را امين شناخته‏اند و چيزى را به شما سپرده‏اند، چه نيکوکار باشند يا بدکار، به ايشان سالم پس دهيد؛ زيرا رسول الله صوات الله عليه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحويل شود.
و به خويشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنيد و بر جنازه آنان و در تشييع شان شرکت نمائيد و بيمارانشان را عيادت کنيد و حقوق ايشان را ادا نمائيد؛ چون اگر يکى از شما (چنين رفتار کند و) در دين خويش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: اين جعفرى است و من خوشحال ميشوم و از اين وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اينگونه است ادب و تربيت جعفر، اما اگر جز اين باشيد، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اينگونه است تعليم و تربيت جعفر؟
به خدا سوگند، حديث کرد مرا پدرم که مردى در ميان قبيله‏ اى از شيعيان على (ع) شمرده مى‏شود که وارسته ‏ترين، امانت‏دارترين، راستگوترين، و درزمينه قضاوت، عادلترين آنان باشد و وقتى از افراد قبيله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امين‏ترين و صادق‏ترين ماست.


2. وصيت امام به مؤمن الطاق:
اى پسر نعمان! از مراء و لجبازى دور باشد که عمل تو را تباه مى‏سازد و از جدال و کشمکش بپرهيز که تو را هلاک گرداند و از ستيزه جوئيهاى فراوان بپرهيز که تو را از خدا دور مى‏کند. مردمى در زمان گذشته وجود داشته‏اند که سکوت را تمرين مى‏کردند و شما سخن گفتن و حرف زدن را ياد مى‏گيريد.
جمعى از پيشينيان به قصد عبادت و بندگى، ده سال سکوت مى‏کردند و خود را بدين وسيله مى‏آزمودند که اگر دراين آزمايش سرافراز بيرون مى‏آمدند، خود را اهل تعبد وبندگى مى‏دانستند، والا مى‏گفتند: من کجا و بندگى خدا کجا؟ مى‏گفتند: کسى نجات پيدا مى‏کند که از گناه و لغزش و حرف زشت کاملاً بپرهيزد و سکوت نمايد و در دولت باطل، برآزار و اذيت، شکيبا باشد. اينان برگزيدگان، خالصان و دوستان واقعى خدايند و مؤمنان راستين همينانند. به خدا سوگند، اگر يکى از شما در راه خدا زمينى پر از طلا احسان کند اما به برادر ايمانى خود حسد ورزد، با همين طلاها بدنش داغ خواهد خورد و کيفر خواهد ديد.
اى پسر نعمان! هر کس از او چيزى سؤال شود و با اينکه (اجمالاً) مى‏داند ولى بگويد نمى‏دانم، بدون شک با مسائل علمى منصفانه برخورد کرده است. و مؤمن در جائى که نشسته است، دچار وسوسه حسد مى‏شود؛ ليکن وقتى بلند شد و رفت، حسد و کينه هم از بين مى‏رود.
اى پسر نعمان! اگر مى‏خواهى دوستى برادر دينى تو برايت خالص باشد با او مزاح نکن؛ لجبازى، فخر فروشى و ستيزه نيز منما. دوستت را از همه اسرار و رازهايت آگاه مساز، بلکه به همان اندازه که اگر دشمن تو آگاه گردد، نتواند ضرر و زيانى به تو بزند؛ چون دوست هم ممکن است روزى دشمن شود.
اى پسر نعمان! بلاغت نه با تيز زبانى و تندگوئى است و نه با پر حرفى بلکه فقط به معنى توجه داشتن و دليل محکم آوردن است.


3. وصيت امام به حمران بن اعين:
اى حمران! در زندگى خود، به اشخاص پائين‏تر از خود (در مکنت و دارائى) نظر کن و به مردمى که در توانائى مالى از تو بالاترند نگاه نکن؛ چون در اين صورت است که به قسمت و بهره خود قانع و راضى خواهى بود و بدين وسيله، به بهره بيشترى از سوى پروردگارت دست خواهى يافت.
و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پيوسته که بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است که براساس يقين نباشد. و بدان که هيچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غيبت ايشان نيست. و هيچ زندگى اى گواراتر از خوش اخلاقى و هيچ مالى سودمندتر از قناعت به کفاف، و هيچ جهلى مضرتر از عجب و خودپسندى نمى‏باشد.


4. وصيت امام به مفضل بن عمر:
تو را و خودم را به تقواى الهى و اطاعت از فرمان او سفارش مى‏کنم؛ زيرا طاعت، ورع، تواضع براى خدا، آرامش، کوشش، عمل به فرمان الهى، خير خواهى براى رسولان او، تلاش در تحصيل رضاى خداوند، و اجتناب از محرمات الهى همگى از آثار و نتايج تقوى است. بدون ترديد آن کس که تقوى پيشه مى‏سازد، خود را به خواست خدا از آتش برکنار نگاه داشته و به تمام خير دنيا و آخرت دست يافته است. و هر کس ديگران را به رعايت تقوى و داشتن پروا دعوت و توصيه کند، بهترين موعظه و نصيحت را انجام داده است. خداوند در پرتو لطف و مرحمتش ما را از متقيان و پرواپيشگان قرار دهد.


5. وصيت امام به جميل بن دراج:
بهترين شما ،سخاوتمندان شماست و بدترين شما بخيلان و تنگ نظران شماست. و از عمده‏ترين کارهاى شايسته، نيکى و احسان به برادران دينى و کوشش در رفع نيازمنديهاى ايشان است که بدين وسيله دماغ شيطان به خاک ماليده مى‏شود و انسان از شعله آتش محفوظ مى‏ماند و وارد بهشت مى‏شود. اى جميل! اين سخن مرا به ياران و اصحاب نيکوکارت برسان.
جميل پرسيد: فدايت شوم، اصحاب نيکوکار من کيستند؟
امام فرمود: آنان که هم در سختى و هم در رفاه به برادران دينى خود نيکى و احسان مى‏کنند. اى جميل! انجام چنين کارى براى شخص دارا، آسان است.
خداوند عزوجل شخص نادار را در اين زمينه ستوده است آنجا که فرمود: «و يؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من يوق شُحّ نفسه فأولئک هم المفلحون».


6. وصيت امام به معلى بن خنيس:
امام خطاب به معلى موقعى که عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه که تو را عزيز خواهد کرد.
معلى پرسيد: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟
امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چيز از تو خواهد ترسيد. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب کن که خدايتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگيزه عداوت و دشمنى قرار داده است.
پس اينکه از من چيزى بخواهيد و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نتيجه نسبت به من احساس کينه و عدوات کنيد. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقيقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشيد.


7. وصيت امام به سفيان ثورى :
سفيان مى‏گويد: صادق، فرزند صادق يعنى جعفر بن محمد عليهما السلام را ديدار و عرض کردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصيه و سفارش بفرمائيد.
امام: اى سفيان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بيحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سيادت و آقائى نمى‏رسد.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام: اى سفيان! به خدا اطمينان داشته باش تا مؤمن راستين شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نياز گردى و با همسايه‏ات به خوبى رفتار کن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفيق مباش که او فجور و زشتکارى به تو ياد مى‏دهد و هميشه در مسائل زندگى با کسانى که از خدا خشيت دارند، مشورت کن.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام :اى سفيان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خويش، و بى نيازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، بايد از چهار چوب ذلت و خوارى معصيت بيرون آيد و به دايره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
يک روز سفيان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنکه مرا حديث بفرمائيد.
امام فرمود: من براى تو حديث بازگو مى‏کنم، ولى زيادى حديث تو را سود نمى‏بخشد.
اى سفيان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا کرد و تو دوست داشتى که آن نعمت براى تو پايدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور که خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرمايد: «لان شکرتم لازيدنّکم» (اگر سپاس گوئيد بر (نعمت) شما مى‏افزائيم). و{ ابراهيم 7}
اگر روزى تو اندک شد و دير به تو رسيد، زياد استغفار کن که در قرآن مى‏فرمايد: استغفروا ربکم انه کان غفاراً يرسل السماء عليکم مدراراً و يمددکم بأموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت کنيد که او{ البقره 171} بسيار عفو کننده است. آسمان را براى شما مى‏باراند و شما را با دارائيها و فرزندان کمک و يارى مى‏کند و براى شما باغها و بهشتها قرار مى‏دهد و رودها و چشمه‏ها جارى مى‏سازد).
اى سفيان! هرگاه از دست سلطان و جبارى محزون و دلگير شدى زياد «لاحول ولا قوة الا بالله» بگو که آن کليد فرج و گشايش و گنجى از گنجهاى بهشتى است .
سفيان پس از شنيدن اين نصايح و وصيتها با حرکات دستش مى‏گفت سه سفارش و چه سفارشهائى !


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386;ساعت 17:58;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 


 

قبل از هرچیز به این نکته اشاره می کنیم که ما قصد تحلیل علمی قرآن را نداریم زیرا هیچ کس قادر به رسیدن به تفسیر علمی کامل از قرآن نیست حتی یک آیه از آن. علم ما بسیار کم تر از فهم این آیه ها است. اما این یک تلاش با وجود محدودیت های علمی شخصی ما است. علی رغم این که علم ما محدود است ولی دیگران که علم بیشتری دارند و تخصص بیشتری دارند می توانند تحقیق کنند تا راز های بیشتری از قرآن را برای دیگران آشکار سازند.
در این مقاله ما به بعضی از آیه های قرآن که در سوره الانبیا است نگاهی می اندازیم. این آیه ها ما را به تفکر در مورد خالق و یکتایی اش از طریق اثبات هایی بسیار عقلی و علمی دعوت می کند. این آیه ها در مورد آغاز و ادامه و پایان جهان صحبت می کنند. دانشمندان تلاش کردند تا به بعضی از سوال ها از جمله اینکه جهان چگونه به این یکتایی و نظم به وجود آمده، چگونه با این نظم به حیات خود ادامه می دهد و پایانش چگونه خواهد بود پاسخ دهند. آن ها مواد ستارگان و سیارات را بررسی کردند و آن ها را یکسان یافتند. آنها نحوه حرکت ستارگان و مسیری که طی می کنند را مشاهده کردند و چگونگی حرکت سیارات اطراف آن ها را بررسی کردند. آن ها اندازه و طول عمر ستارگان را محاسبه کردند و مشاهده کردند که قوانین مخصوصی بر حرکت، مواد و اجرام آن ها حاکم است و از برنامه های خاصی تبعیت می کنند بنابراین نتیجه گرفتند که باید از یک منبع سر منشا گرفته باشند. بنابراین فرض کردند که احتمالا در ابتدا یک ماده فشرده وجود داشته که در یک محیط بسیار محدود و پر فشار قرار گرفته بوده. سپس در یک لحظه انفجاری بزرگ رخ داده که باعث شده این ماده به امواج تبدیل شود. این امواج در یک لحظه درکیهان منتشر شده اند. به خاطر سرمای شدید کیهان، این امواج به سرعت به اتم تبدیل شده اند. سپس این اتم ها به ستارگانی تبدیل شدند که حرکت، تشعشعات و طول عمرشان از یک قانون یکسان پیروی می کند! این ستارگان همچنین به گروه هایی تقسیم بندی شدند که قوانین بین گروه ها نیز یکسان می باشد.
اما عقل انسان حکم می کند که یک انفجار نمی تواند منجر به ایجاد این یکسانی حیرت انگیز شود. بلکه بر عکس انفجار منجر به نابودی و عدم تعادل می گردد و نمی تواند چنین آسمان و زمین زیبا با سیستم هایی که از قوانین دقیقی پیروی می کنند به وجود آورد.( بعد از انفجار انتروپی به شدت افزایش می یابد و مواد باقی مانده روبه بی نظمی می گذارند ولی بعد از انفجار بزرگ نه تنها بی نظمی به وجود نیامده بلکه همان طور که می بینیم نظم و شعور حیرت انگیزی در میان کوچک ترین ذرات گرفته تا بزرگ ترین ستارگان وجود دارد و این چیزی به غیر از تجلی اسما و صفات الهی نیست. مترجم).
هیچ کس حقایق خلقت ستارگان را نمی داند اما خالق این ستارگان از همه آن ها اطلاع دارد. خداوند در آخرین سوره ای که به محمد صلوات الله علیه و آله نازل کرد بسیاری از حقایق علمی را در مورد ستارگان به محمد آشکار کرد. اجازه بدهید ببینیم الله (جل جلاله) چگونه نظر ما را به حقایق علمی از طریق سوالی در مورد شروع دنیا جلب می کند و به هدایت او به جواب سوال دقت می کنیم. حال آیه ۳۰ از سوره الانبیا را می خوانیم:
أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلا یُؤْمِنُونَ (٣٠)

"آنان که ناباور شده اند، آیا ندانند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا کردیم و هر چیز زنده را از آب آفریدیم ؟ پس آیا ایمان نمی آورند"۳۰ انبیا

● توضیح علمی ( یا تلاشی برای توضیح) :
در این آیه ما به سوالی بر می خوریم که از کافرانی پرسیده شده است که دخالت خداوند در شروع خلقتی با این نظم و زیبایی را تکذیب می کنند. سوال این است: آیا این شروع، بعد از اینکه آن ها آن را مشاهده کردند، فقط با شانس انجام شده است؟ توسط دو کلمه رَتْقً وفَتَق ، خداوند تمامی جملات آن ها را که آن اتفاق را توضیح می دهد، خلاصه می کند. کافرانی که تلاش می کنند یکتایی جهان را توضیح دهند می گویند "ماده بسیار فشرده" و "انفجار بزرگ در یک لحظه" و " خنک شدن ناگهانی" و غیره. نظر آن دانشمندان در مورد اینکه دنیا از یک نقطه شروع شده است درست می باشد. قرآن چنین نقطه ای را با کلمه عربی " رَتْقً" که به معای الیاف یا مواد به هم پیچیده و متصل است تشریح می کند. اما اشتباه دانشمندان مادی گرا آن است که فکر می کنند این ماده به تنهایی تبدیل به چنین نظمی شده است.
آنها برای اینکه به نتایج علمی درست برسند باید اقرار کنند که تمامی این اتفاقات توسط قدرت خالق هستی و بر اساس خواسته اش صورت گرفته است. خداوند پراکندگی این مواد را با کلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" توضیح می دهد. این کلمه بدان معنا است که که خداوند این مواد فشرده را (رَتْقً) را به خواست خود به مواد همگن تبدیل کرد که دنیا را با نظم به وجود آورد. به طوری که مواد داخل خورشید با مواد داخل زمین و ماه و دیگر سیارات و دیگر ستارگان یکسان است و تمامی این مواد دارای اتم هایی با اجرا سازنده یکسان مانند هسته با بار مثبت و الکترون با بار منفی هستند. چنین تشابهی از لحظه اولیه خلقت وجود داشته زیرا این خلقت توسط یک خالق بوده و با یک فرمان صورت گرفته است. به نظر من بهترین معنی برای کلمه رَتْقً کلاف به هم پیچیده می باشد تا اینکه بگوییم مواد به هم فشرده. و کلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" که به معنی شکل دهی آسمان ها و زمین با پراکنده کردن مواد در هم پیچیده توسط اراده الهی است بهتر از انفجار بزرگ می باشد. بنابر این محققان مادی گرا باید فرضیه انفجار خود به خودی را کنار گذارند و به حقیقت کلام الهی در قرآن اعتراف کنند. این اقرار باعث می شود تا ایمان آورندگان واقعی به دین حقیقت باشند تا تمامی عقاید غیر منطقی آنها تصحیح گردد.
جمله شریفه "ما همه چیز را از آب زنده گردانیدیم" در انتهای این آیه آمده است. همان طور که خداوند در ابتدای این آیه خلقت جهان را از مواد در هم پیچیده آغاز کرده است همچنین بیان می دارد که خلقت موجودات زنده از آب شروع شد. این جملات خداوند بزرگ است. مسلما بر اساس علم ما اگر آبی وجود نداشت زندگی هم وجود نداشت. این موضوع با نگاهی به گیاهان اطراف ما اثبات می گردد. چون آب در دیگر سیارات وجود ندارد زندگی نیز در آن ها نیست. اگرچه ما معنای " زندگی " و یا فرق بین سلول های مرده و سلول های زنده را نمی دانیم. در هر سلول یا ارگانیسم زنده،‌ می بینیم که آب بیش از ۷۰% وزنش را تشکیل می دهد. بنابراین بدون این آب اثری از زندگی نخواهد بود. اما ما گوهر حیات را در چنین سلول هایی فراموش می کنیم. مسلما سلول اجزا سازنده هر موجود از انسان گرفته تا حیوان و حشره یا گیاه زنده است. اگر عمیق تر به آیه نگاه کنیم می بینیم که بیشتر اسید ها و ترکیبات داخل سلول از هیدروژن و اکسیژن و به صورت زنجیره هایی پیچیده با نظمی فوق العاده هستند. این دو گاز، هیدروژن و اکسیژن، عناصری هستند که آب را تشکیل می دهند و می توانند اجزای سازنده هر اتم بزرگ دیگر که در سلول است باشند. علم و توانایی ما در داشتن توضیح عمیق تر برای این آیه محدود است و تنها با الهام الهی می توان به آن دست یافت. مسلما خوانندگانی که از علم بیشتر و تفکر عمیق تر برخوردار هستند می توانند توضیح بهتر از من داشته باشند. شاید کشفیات آینده به درک بهتری از این آیه منجر شود.
هرکس که به سلول زنده و مولکول های بزرگش و زنجیره های سلولی اش نگاه کند نمی تواند دخالت خالق را تکذیب کند. همین طور که نمی توانیم دخالت خالق را در این جهان بزرگ نادیده بگیریم به همان ترتیب هم نمی توان این نتیجه منطقی را نادیده گرفت که طبیعت چگونه چنین زنجیره های پیچیده را در سلولی که دارای میلیون ها اتم است بدین ترتیب کنار هم چیده است. در عین حال نیز نمی توان فرض کرد که طبیعت گوهر حیات را به چنین زنجیره های پیچیده سلولی داده است تا فقط دارای حرکت، ‌تنفس، قابلیت غذا خوردن و هضم و حتی فکر کردن باشند. خداوند در این آیه می فرمایند که او این سلول ها را از آب آفرید و بعد زندگی را به آن ها داد این ها برای ما راز هایی هستند. آیا کسی به غیر از خداوند می تواند بگوید که او چگونه این کار را انجام داده است؟ یا آیا کسی می تواند بگوید که بدون یک خالق دانا آفریده شده اند؟ همان طور که در بالا اشاره کردیم آب به تنهایی منشا خلقت حیات نیست بلکه حیات را به دوش می کشد. این بدان معنا است که تمامی موجودات زنده به این مایع معجزه انگیز وابسته هستند. راز های این مایع نیز در نزد خداوند است. اگر دانه ای را در خاک قرار دهیم می بینیم که رشدش وابسته به آب است. همچنین رشد و ادامه حیات گیاه به آب وابسته است. کلمات کمی در این آیه راز های گیاه را بیان کرده و به صد ها سوال مرموز پاسخ داده است زیرا از طرف خداوند نازل شده که به راز های خلقت واقف است. من فکر می کنم که اقرار به یکی از راز ها، در را به روی راز های دیگر برای ما می گشاید و این که جهان، خالقی یکتا دارد که قرآن را برای ما نازل کرده است.
با هم آیه های ۳۱ تا ۳۳ را می خوانیم که در ادامه آیه قبلی در سوره انبیا است. می بینیم که این آیه ها با کشفیات علم امروزی بهتر شناخته می شوند. این آیه ها نماینگر حکمت و رحمت خالق است.
"و در زمین کوه ها را قرار دادیم تا جنبش آن را بگیرند و در آن دره ها و راه ها قرار دادیم تا در آن ها راه بروند".۳۱ انبیا
"و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آن ها از نشانه های او روی گردان هستند.۳۲" انبیا
"اوست که شب و روز و مهر و ماه را آفریده است و هریک در مسیری در حال حرکت هستند".۳۳ انبیا 

ادامه دارد ...

احسان اشرفی

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386;ساعت 15:18;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
إذا عَمِلتَ سيّئةً فَاعمَلْ حَسَنةً تَمْحوها.
هر گاه كار بدى كردى كار خوبى انجام بده آن بدى را پاك مى كند.
(أمالي الطوسىّ : 186 / 312)

**اولین کسی که با امام زمان(عج) بیعت کرده و دست حضرت را می بوسد کیست؟

از روایات چنین استفاده می شود که اولین کسی که با حضرت مهدی(ع) بیعت کرده وبه دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرب الهی است.
مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:« آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج)اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند وبه خداوند سوگندشان دهد، و به حق خویش آنها را بخواند وبه اینکه بین ایشان به روش رسول خدا(ص) رفتارکند وبه کردار آن حضرت عمل کند. آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسمائیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر می دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد، و متجاوز از سیصد وده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند، ودر مکه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»(1) و نیز وارد شده که: حضرت قائم(ع) پشت به حرم(خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی...آنگاه می فرماید: این دست خداست و از جانب و از جانب خداست وبه امر خدا کشیده شد، و این آیه را تلاوت می کند: «إن الذین یبایعونک إنما یبایعون ا... یدا..فوق أیدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه...» پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسدجبرئیل استو با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جن و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند.»(2)

پی نوشت:

1ـ مهدی موعود،ص1154

 2ـ اسرارالعقاید،ج2،ص100

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386;ساعت 19:11;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

 

نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
 
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.

● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.

تصویر اول
این تصویر نشان دهنده فعالیت مغز قبل از انجام مراقبه (سمت چپ) و بعد از مراقبه (سمت راست) است. همان طور که می بینیم در هنگام مراقبه و دعا، جریان عبوری خون بیشتر شده است. قسمت قدامی مغز مسئول کنترل کردن احساسات و هیجانات است و همچنین این قسمت مسئول یادگیری و فهمیدن و انجام فعالیت پیچیده می باشد.
کلمات استفاده شده در شکل
ـ Baseline: حالت عادی بدون مراقبه
ـ Meditation: در هنگام مراقبه

تصویر دوم
این تصویر نشان دهنده قسمت استخوان اهیانه ای(Parietal lobe ) است که این قسمت مسئول داشتن احساسی از زمان و فضا است. از این تصاویر این طور نتیجه گیری شد که در هنگام دعا، تفکر و طلبیدن خداوند، احساس خود هوشیاری(توجه به خویشتن) محو می شود و به جای آن حسی از آرامش و اطمینان و آزادی در شخص ایجاد می شود و شخص احساسی از تقرب به خداوند پیدا می کند که با هیچ جمله ای نمی توان آن را توصیف کرد.

● آیه هایی از قرآن
آیه های بسیاری در مورد اهمیت اقامه نماز در قرآن است. قرآن ارتباطی بین صبر و نماز ایجاد کرده است تا مطمئن شویم که نماز گزار احساس تحریک و بی صبری نکند.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاهِٔ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌٔ إِلا عَلَی الْخَاشِعِینَ (٤٥) بقره
"از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که این کار جز برای فروتنان، برای بقیه مشکل و سخت است". بقره ۴۵
آیه های دیگری در مورد نماز و آرامش وجود دارد:
فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاهَٔ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَٔ إِنَّ الصَّلاهَٔ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا (١٠٣) نسا
"پس هرگاه نماز بگزاردید، خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده یاد کنید و چون آرامش یافتید نماز را برپای دارید، که نماز برای ایمان آورندگان واجبی به هنگام است". ۱۰۳ نسا
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (١)الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ (٢) مومنون
"۱.به درستی که مومنان رستگار شدند. ۲. آن ها که در نمازشان فروتن هستند". سوره مومنون

● نتیجه گیری
این آیه های نورانی از قرآن و تحقیقات علمی بیانگر اهمیت دعا در زندگی مومنان است. همچنین اهمیت دعا و تکریم در هنگام نماز خواندن مشخص می شود. بدین ترتیب منطق اسلام در اهمیت قایل شدن برای خطر ترک نماز مشخص می شود.
اگر مطالعات نشان دهنده آرامش ذهنی در هنگام دعا کردن برای غیر مسلمانانی است که در هنگان دعا قرآن نمی خوانند، در هنگام نماز خواندن و خواندن قرآن چه اتفاقی می افتد؟ مسلما تاثیر این کار بیشتر از مراقبه و دعای معمولی است.
این آیه را که تائیدی برای اهمیت ایجاد ارتباط با خدا است به یاد می آوریم که بر پرهیزگاری،‌ فرمانبرداری،‌خالص سازی قلب و واگذاری امور به خداوند تاکید دارد.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاهِٔ الْوُسْطَی وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ (٢٣٨) بقره
"نماز ها را و نماز میانین را پاس دارید و برای خدا به نیایش بایستید". بقره ۲۳۸
این دعا از پیامبر اسلام را نیز به یاد داشته باشیم:
بار الها به من و خاندانم توفیق عبادت خالص عطا کن و خدای من، نمازم را از من قبول کن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386;ساعت 19:19;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

 

سوالات بسیار زیادی در مورد حروف مقطعه که در ابتدای بعضی از سوره ها آمده است مطرح شده است. چرا خداوند این حروف را در ابتدای بعضی از سوره ها قرار داده است؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که خداوند بعضی از این راز ها را برای ما مکشوف سازد؟ آیا این حروف می تواند در این روزگار که تکنولوژی بر اساس اعداد پایه ریزی شده است،‌ راهگشایی برای ما در فهم رموز آن باشد؟
این چیزی است که ما در این مقاله آن را بررسی می کنیم و خواهیم دید که قرآن کریم ساختاری بسیاردقیق و پیچیده دارد و هیچ کس نمی تواند مانند آن را بیاورد. چیزی که خواهیم دید هارمونی عددی زیبایی بر اساس عدد ۷ و مضارب آن بر پایه یک روش عددی علمی است.
ابتدا باید این حروف را "حروف مخصوص بنامیم" زیرا خداوند آن ها را به صورت مخصوصی در ابتدای سوره ها قرار داده است. تعداد این حروف ۱۴ مورد است که مضربی از ۷ می باشد و حتی تکرار آن ها بر اساس عدد ۷ است.
چیزی که محققان ( رحمت خداوند بر آن ها باد) ابتدا متوجه آن شدند این است که تعداد این حروف ۱۴ تا است و در ۱۴ سوره آمده اند. ( تکراری ها را هم حساب نمی کنیم) پس اولین نکته را به صورت زیر داریم:
تعداد حروف مقطعه ۱۴ تا است.
تعداد دفعات استفاده ۱۴ مورد است.( تکراری ها را هم حساب نمی کنیم)
۱۴ مضربی از ۷ است، ‌معنای این چیست؟
قبل از بررسی اهمیت این عدد، قصد دارم نامی را که بر این حروف نهاده اند اصلاح کنم: حروف مقطعه( حروف جدا از هم). زیرا آن ها به صورت متصل نوشته شده اند نه جدا از همدیگر.
عده ای به این ها حروف تابان می گویند، به نظر شما آیا بقیه حروف تاریک هستند؟ بعد از بررسی های زیاد من آن ها را "حروف مخصوص می نامم" که خداوند آن ها را در ابتدای بعضی سوره ها قرار داده است.
پس در بقیه این مقاله ما این حروف را، حروف مخصوص می نامیم و ابتدای سوره هایی را که این حروف در آن ها هستند را شروع مخصوص می نامیم و سوره هایی را که دارای این حروف هستند را می توان سوره های مخصوص نامید.

● عدد مخصوص
هیچ کس نمی تواند رمزآلود بودن عدد ۷ را انکارکند. اولین عددی است که در قرآن آمده است، بیشترین تکرار را در قرآن بعد از عدد ۱ دارد، عددی که خداوند برای هر اتم در دنیا انتخاب کرده است ( تعداد مدار های اتم ها ۷ است، زمین دارای ۷ لایه است، تعداد روزهای هفته،‌۷ تا است و ...) .
حتی پیامبر عزیز ما (صلوات خداوند بر او باد) غالبا این عدد را تکرار می کردند. ما کعبه را در هنگام حج ۷ دور می زنیم،‌ سعی صفا و مروه ۷ بار است، تعداد ستون های رمی جمرات ۷ تا است،‌ در هنگام رکوع ۷ جای بدنمان را روی زمین می گذاریم و اگر بخواهیم همه آن ها را پیدا کنیم به هزاران مورد بالغ می شوند.
خداوند تعداد سوره هایی را که با این حروف آغاز می شوند ۱۴ مورد یعنی ۲*۷ قرار داده است، ولی برای چه عدد ۲ ؟ اگر این حروف مخصوص و نحوه قرار گیری آن ها را در این سوره ها بررسی کنیم، باید به یک وابستگی زیبای ریاضی برسیم.
بنابراین من چندین سال پیش شروع به بررسی این حروف کردم و آن ها را از لحاظ تکرار و پراکندگی شان مورد تفقد قرار دادم و یک سیستم دقیق و عجیبی پیدا کردم. سپس کتابی در این زمینه نوشتم به نام رازهای الف لام میم که در آن به بررسی این قضیه پرداختم. عقیده محکمی داشتم در مورد اینکه رابطه ای بین عدد هفت و مضاربش در قرآن وجود دارد.
اولین کاربرد حروف مخصوص الف لام میم در اولین آیه از سوره بقره است. درست بعد از این آیه، تاکیدی از جانب خداوند می آید که شکی در قرآن مجید وجود ندارد و خداوند می فرمایند :
"الم (١)ذَلِکَ الْکِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ (٢)" بقره
الم(۱) به درستی کتابی است که هیچ شکی در آن وجود ندارد و راهنمایی برای پرهیزکاران است.(۲) بقره
اگر به سراغ آخرین سوره ای که دارای این حروف است برویم ( سوره سجده) می بینیم که دوباره خداوند تاکید می کند که شکی در این کتاب وجود ندارد و از طرف خداوند نازل شده است:
"الم (١)تَنْزِیلُ الْکِتَابِ لا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ" (٢) سجده
الم(۱) کتابی است که از طرف پروردگار جهانیان فروفرستاده شده است و هیچ شکی در آن نیست.(۲) سجده
این تاکید را خداوند همواره در قرآن ذکر می کنند.
همیشه از خودم می پرسیدم که چرا خداوند از بین این همه حروف تنها این سه مورد را انتخاب کرده است؟ آیا نمایانگر یکی از اسامی او یا اسامی سوره ها است؟ هیچ کدام از این دو مورد ثابت نشده است و اگر این حروف را حذف کنیم هیچ تغییر ظاهری در معنای قرآن پدید نمی آید و باید این حروف در ارتباط با اسامی خدا یا اسامی سوره ها باشند.
منطقا خداوند نباید این حروف را به صورت اتفاقی در کتابش قرار داده باشد و قطعا این حروف استفاده ای در جهت ثابت کردن یکتا بودن و حق بودن قرآن دارد. در این صورت حتما با تغییر آن ها، کل قرآن به هم می ریزد. حال چگونه می توان این این ساختار را کشف کرد و عدد ۷ را به آن مربوط ساخت؟
برای اینکه به نتایج خوبی برسم، از یک روش علمی استفاده کردم و کار خود را با پاسخ به این سوال شروع کردم: آیا می توان از این حروف در جهت اثبات یکتا بودن قرآ» استفاده کرد؟

● توزیع حیرت انگیز حروف خاص
من دومین آیه از سوره بقره را در زیر آورده ام و زیر هر حرف تعداد حروف الف و لام و میم را قرار داده ام.
ذَلِکَ الْکِتَبُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ
۳ ۰ ۰ ۰ ۲ ۲ ۱
بدین ترتیب عدد ۳۰۰۰۲۲۱ به دست می آید. این عدد مضربی از ۷ می باشد:
۳۰۰۰۲۲۱ = ۷ * ۴۲۸۶۰۳
بنابراین عددی که توزیع این حروف را بیان می کند،‌ مضربی از ۷ است. اما آخرین سوره ای که الف لام میم دارد چه طور؟
آیه دوم سوره سجده را می نویسیم و زیر هر کلمه تعداد تکرار این حروف مخصوص را می نویسیم. همچنین باید توجه کنیم که کلمه الکتاب در عربی بدون الف نوشته شده بود....... این رازی است که بعدا به آن اشاره می کنیم.
تَنْزِیلُ الْکِتَبِ لا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَلَمِینَ
۴ ۰ ۱ ۰ ۰ ۲ ۲ ۱
که عدد ۴۰۱۰۰۲۲۱ به دست می آید و مضربی از ۷ است
۴۰۱۰۰۲۲۱ = ۷ * ۵۷۲۸۶۰۳
می بینیم که این توزیع چه قدر دقیق است. این توزیع دقیق فقط شامل حروف نمی شود بلکه کلمات را نیز در بر می گیرد.

● توزیع حیرت انگیز کلمات
در قسمت قبلی کلماتی را بررسی کردیم که یا این حروف خاص را داشتند یا نداشتند. حال می پرسیم که آیا توزیع این حروف در آیه و در تمامی کلمات، رابطه ای با عد ۷ دارند؟ کلماتی که این حروف را دارند چه طور؟ آیا رابطه مشابهی وجود دارد؟
می گوییم که : اگر حروف الف لام میم بر اساس رابطه ای با عدد هفت توزیع شده اند، کلماتی نیز که آن ها را دارند،‌به طور مشابهی پراکنده شده اند. دوباره این دو آیه را می نویسیم و عدد ۱ را برای کلماتی که این حروف را داردن و عدد صفر برای کلماتی که آن ها را ندارند که این روشی علمی شناخته شده ای می باشد.
ذَلِکَ الْکِتَبُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ
۱ ۰ ۰ ۰ ۱ ۱ ۱
بدین ترتیب عدد ۱۰۰۰۱۱۱ به دست می آید که به صورت زیر مضربی از عدد هفت است.
۱۰۰۰۱۱۱ = ۷ * ۱۴۲۸۷۳
همین کار رابرای آیه دوم سوره سجده می کنیم:
تَنْزِیلُ الْکِتَبِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَلَمِینَ
۱ ۰ ۱ ۰ ۰ ۱ ۱ ۱
می بینیم که باز هم مضربی از عدد ۷ است به صورت زیر:
۱۰۱۰۰۱۱۱ = ۷ * ۱۴۴۲۸۷۳
خواننده عزیز این رابطه ها به نظر شما اعجاب بر انگیز نیست؟ فکر می کنید اتفاقی به وجود آمده اند؟ واگر اتفاقی باشد آیا ممکن است که در تمام قرآن بدین صورت باشد؟

● یک رابطه اعجاب برانگیز
این رابطه اعجاب برانگیز به همین جا خاتمه نمی یابد و با کل قرآن سازگار است.
اگر تعداد حروف آیه دوم سوره بقره را بشمریم به عدد ۲۶ می رسیم و آیه دوم سوره سجده ۲۹ حرف دارد. و اگر این دو عدد را در کنار هم قرار دهیم به عدد ۲۹۲۶ می رسیم که مضربی از عدد هفت است.
۲۹۲۶ = ۷ * ۴۱۸
این نشان دهنده رابطه بین حروف و عدد هفت است. علاوه بر این رابطه عجیب دیگری داریم که بین حروف و کلمات دارای سه حرف الف لام میم است.

● رابطه شگفت انگیز بین حروف و کلمات
در آیه دوم سوره بقره تعداد کلماتی که در این آیه دارای این سه حرف مخصوص هستند برابر با ۴ می باشد و تعداد دفعاتی که الف لام میم استفاده شده است برابر با ۸ است یعنی دو برابر. یعنی داریم:
تعداد کلماتی که الف لام میم دارند: ۴
تعداد دفعاتی که الف لام میم که به کار برده شده اند: ۸
اگر این دو عدد را در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از ۷ است. یعنی:
۸۴ = ۷ * ۱۲ علاوه بر این عدد ۱۲ نیز از حاصلجمع ۸ و ۴ به دست می آید.
در آیه دوم سوره سجده تعداد کلماتی که دارای این سه حرف مخصوص هستند برابر با ۵ است و تعداد دفعات استفاده از این حروف برابر با ۱۰ است. یعنی دو برابر! و همان رابطه قبلی بر قرار است و داریم:
تعداد کلمات دارای این سه حرف: ۵
تعداد دفعات استفاده از این حروف: ۱۰
با در کنار هم قرار دادن این دو عدد، عدد ۱۰۵ حاصل می شود که به صورت زیر مضربی از ۷ است:
۱۰۵= ۷ * ۱۵ علاوه بر این عدد ۱۵ نیز حاصلجمع دو عدد ۵ و ۱۰ است.
حتی اعدادی که در این دو مرحله استفاد شد یعنی ۱۵ و ۱۲ را اگر در کنار هم قرار دهیم یعنی ۱۵۱۲ نیز مضربی از هفت است:
۱۵۱۲= ۷*۲۱۶
عددی که در این جا استفاده شد یعنی ۲۱۶ به طور حیرت انگیزی با عدد سوره هایی که با این سه حرف مخصوص شروع می شوند مرتبط است یعنی:
۲۱۶=۶*۶*۶


برخی از رازهای الف.لام.میم در قرآن

قسمت دوم و پاياني
 

● یک طراحی بسیار زیبا
به آیه دوم سوره بقره و آیه دوم سوره سجده اگر نگاهی بیاندازیم می بینیم که کلمه الکتاب بدون الف استفاده شده است یعنی به صورت الْکِتَبِ است. حال متوجه می شوید که اگر این کلمه با الف نوشته می شد آن وقت نه تنها این رابطه ، بلکه تمامی قرآن به هم می ریخت. حتی اگر کاتبان قرآن هم اشتباهی به این سادگی می کردند، کل قرآن به هم می خورد.

● تکرار اعجاب برانگیز حروف
اگر حروف و کلمات قرآن را بررسی کنیم به همین نتیجه می رسیم. یعنی نظمی پیچیده و مستتر. اگر تعداد این سه حرف مخصوص را در آیه شریفه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بشماریم به نتیجه زیر می رسیم.
تعداد حرف میم: ۳
تعداد حروف لام: ۴
تعداد حروف میم: ۳
این سه عدد را اگر در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از عدد ۷ است آن هم به چه زیبایی:
۳۴۳=۷*۷*۷
آخرین عدد، ۱ است و شماره این آیه نیز ۱ است و آیه اول نیز می باشد. آیا این روابط اثباتی در یگانه بودن کتاب خداوند نیست؟
هنوز این سوال برایم مطرح بود که چرا این سه حرف در ابتدای ۶ سوره آمده است؟ و علت انتخاب سوره هایی خاص که با این حروف انتخاب شده اند چیست؟
اجازه دهید تمامی سوره هایی که با این حروف آغاز می شوند را بنویسیم. چیدمانی حیرت انگیز از سوره هایی که با سه حرف الف لام میم شروع می شوند:
همانطور که گفتیم در قرآن ۶ سوره هستند که با این حروف آغاز می شوند. حال آیا ساختاری بر اساس عدد ۷ وجود دارد؟
خداوند والا و بلند مرتبه سیستمی برای سوره هایی که با این حروف آغاز می شوند قرار داده است. حال این ما هستیم که باید به دنبال آن برویم. چرا برخی از این سوره ها طولانی و برخی کوتاه هستند؟ چرا چهار تای این سوره ها در مکه ( سوره های عنکبوت، روم، لقمان و سجده) و ۲ تا در مدینه ( سوره های بقره و آل عمران) نازل شده اند؟
ما این سوالات را با دلایلی ریاضی و علمی ثابت می کنیم.

▪ حقیقت اول
چرا سه حرف الف لام میم در ابتدای سوره آمده اند و شماره آیه آن ها ۱ است؟ علت این کار به عدد هفت برمی گردد.
اگر عدد ۱ را شش بار( به تعداد سوره ها) در کنار هم قرار دهیم به عدد ۱۱۱۱۱۱ می رسیم که مضربی از ۷ است:
۱۱۱۱۱۱=۱۵۸۷۳*۷
▪ حقیقت دوم
سوره هایی که دارای این سه حرف الف لام میم هستند توسط خداوند علیم به گونه ای زیبا در بین ۲۹ سوره ای که دارای حروف مخصوص هستند چیده شده است به طوری که وقتی این اعداد را در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از عدد ۷ می شود.
سوره بقره: ۱
سوره آل عمران:۲
سوره عنکبوت: ۱۵
سوره روم: ۱۶
سوره لقمان: ۱۷
سوره سجده: ۱۸
اگر اعداد را در کنار هم قرار دهیم عدد ۱۸۱۷۱۶۱۵۲۱ به دست می آید به گونه زیبایی مضربی از ۷ است:
۵۲۹۷۸۴۷*۷*۷*۷=۲۱ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸
حتی عدد آخر که ۵۲۹۷۸۴۷ می باشد ترکیبی از عدد هفت به صورت زیر است:
۶*۷ = ۴۲ = ۷+۴+۸+۷+۹+۲+۵
خواننده عزیز فراموش نکنید که عدد ۶ آخری بی جهت نیست. بلکه اگر به یاد داشته باشید تعداد سوره هایی که با حروف الف لام میم شروع می شود ۶ است.

▪ حقیقت سوم
دو سوره ای که بر پیامبر اکرم در مدینه نازل شد، سوره های بقره و آل عمران موقعیت های ۱ و ۲ را به ترتیب دارند. ۲ در کنار عدد یک می شود ۲۱ که مضربی از عدد ۷ است:
۲۱=۷*۳
در مورد سوره های دیگر که با این حروف آغاز می شوند چه طور؟ سوره های دیگر که در مکه نازل شده اند به ترتیب ۱۵، ۱۶،۱۷ و ۱۸ هستند که این عدد نیز مضربی از عدد ۷ است:
۲۵۹۵۹۴۵*۷=۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸
هر دو نوع این سوره ها با عدد هفت در ارتباط هستند. علاوه بر این اگر به قرآن نگاه بیاندازیم، دو نوع از سوره ها را می بینیم که با حروف مخصوص الف لام میم آغاز شده اند. دو تا از آن ها که بقره و آل عمران هستند پشت سر هم هستند و ۴ تا از آن ها نیز پشت سر هم هستند که سوره های عنکبوت، روم،لقمان و سجده هستند. اگر دو عدد ۴ و ۲ را نیز در کنار هم قرار دهیم نیز مضربی از عدد ۷ هستند.
گروه اول: ۴
گروه دوم: ۲
۶*۷=۴۲
باز هم می بینید که عدد ۶ بی جهت این جا نیامده است و تعداد سوره هایی که با حروف الف لام میم آغاز شده اند شش است.
▪ حقیقت چهارم
حال محاسباتمان را با تعداد آیه های سوره ها ادامه می دهیم و می نویسیم:
بقره:۲۸۶
آل عمران: ۲۰۰
عنکبوت:۶۹
روم:۶۰
لقمان :۳۴
سجده: ۳۰
اگر این اعدا را به ترتیب زیر بچینیم باز هم مضربی از عدد هفت است:
۴۳۳۵۱۵۲۷۴۲۸۹۸*۷=۲۸۶ ۲۰۰ ۶۹ ۶۰ ۳۴ ۳۰
اگر اعداد این آیه ها را با هم جمع بزنیم باز هم مضربی از عدد هفت است:
۹۷*۷=۶۷۹=۲۸۶+۲۰۰+۶۹+۶۰+۳۴+۳۰
حال اگر تک تک اعداد را با هم جمع بزنیم باز هم مضربی از عدد ۷ است:
۷*۷=۴۹=۶+۸+۲+۰+۰+۲+۹+۶+۰+۶+۴+۳+۰+۳
خواننده عزیز توجه کنید که عملیات ریاضی ما به مضربی از دو عدد ۷ پشت سر هم خاتمه یافت. آیا بشر قادر به ایجاد چنین نظمی است؟

● بیشتر چه؟
بعد از بیش از ۲۰ عملیات ریاضی باز هم چیز های زیادی برای یافتن وجود دارد.
من می خواهم از کسانی که یکتایی قرآن را زیر سوال می برند بپرسم که: آیا حضرت محمد(ص) متخصص ریاضی و اعداد بوده است؟ آیا وسیله ای برای محاسبه این عملیات در اختیار داشته است؟ یا اینکه خداوند این نظم را قرار داده است؟
اگر فقط و فقط یک حرف در قرآن کم می شد،‌ سوره ای جابجا می شد، آیه ای جابجا می شد، این نظم به کلی از بین می رفت. آیا این یافته ها اثباتی محکم برای آسمانی بودن این کتاب در دوره ماتریالیسم ما نیست؟
▪ علت انتخاب این حروف برای شروع سوره ها چیست؟
ممکن است بگوییم که شاید این کار خودش نوعی معجزه باشد. معجزه این حروف اثباتی برای یکتایی قرآن است و هیچ کس نمی تواند چنین کتابی بنویسد. همچنین ثابت می کند که این کتاب از طرف خداوند نازل شده است. کسی نمی تواند کتابی بنویسد که ترتیب حروف آن را تحت کنترل داشته باشد و همه آن با یک عدد در ارتباط باشند. یک علت دیگر برای استفاده از این حروف آن است که عدم تحریف قرآن ثابت شود.
▪ چرا بعضی از حروف تکرار شده اند و برخی دیگر نه؟
بعضی از حروف تکرار شده اند و برخی دیگر ظاهرا دارای معجزه نیستند،( منظور نویسنده آن است که برخی از حروف را خداوند عمدا این گونه در ابتدای برخی سوره ها قرار داده اند تا ما به دنبال علت این کار برویم و در نتیجه آن به معجزه بودن قرآن اطمینان کنیم و در مرحله بعد به دنبال دیگر معجزات حروف و اعداد برویم. مترجم) همان طور که در حروف الف لام میم دیدیم.
خداوند خواستار این بوده اند که این حروف عاملی برای به اسلام گرویدن برخی از غیر مسلمانان باشد که در عین حال خردمند و روشنفکر هستند. علاوه بر این، معجزه این حروف می تواند دلگرمی خوبی برای مسلمانان و باعث غرور و افتخار آن ها باشد که چنین کتاب و دینی دارند.
▪ آیا فقط همین بود؟
این تنها یکی از بی شمار معجزات قرآن است. من اعتقاد دارم که خداوند تمامی حروف کتابش را به همین ترتیب چیده است. نایافته های بسیاری در مورد حروف مخصوص باقی مانده است.
برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر شما خواننده عزیز می توانید کتاب " The Secrets of Alif Lam Mim’s Miracle" را مطالعه کنید. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد عدد ۷ در قرآن، مطالعه کتاب" The Encyclopaedia of Numeric Miracle" توصیه می شود.

نوشته: Abd Adaem Alkaheel
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386;ساعت 10:18;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

                                                       ..الیوم عید الله الکبیر ..

 

عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!

 چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .

ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.

 عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و  تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.

  فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!

 فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به   قصدقربت است .

پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .

 درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.


سخنان معصومان عليهم السلام

(با چه كسى رفاقت كنيم)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
«المرء على دين خليله و قرينه‏» .

انسان بر كيش دوست و همدمش خواهد بود.
امام على عليه السلام:
«يا بنى اياك و مصادقه الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك واياك و مصادقه البخيل فانه يقعد عنك احوج ما تكون اليه و اياك‏و مصادقه الفاجر فانه يبيعك بالتافه واياك و مصادقه الكذاب‏فانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب‏» .
پسرم! از دوستى نادان بپرهيز، چه او خواهد كه تو را سودرساند لكن دچار زيانت گرداند و از دوستى بخيل بپرهيز، چه اوآنچه را سخت‏بدان نيازمندى از تو دريغ دارد، و از دوستى تبهكاربپرهيز كه به اندك بهايت‏بفروشد و از دوستى دروغگو بپرهيز كه‏او سراب را ماند: دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دورنماياند.

امام على عليه السلام:
«لاتصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لاتعلم‏» .
با مردم شرير و فاسد رفاقت نكن كه طبيعت تو به طور ناآگاه‏بدى را از آنها مى‏دزدد و تو بى‏خبرى.

امام على عليه السلام:
«اياك و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق‏» .
از رفاقت‏با بدكاران بپرهيز كه بدى به بدى پيوندد.

امام على عليه السلام:
«و اياك و مواطن التهمه والمجلس المظنون به السوء فان قرين‏السوء يغر جليسه‏».
از مراكز بدنام و مجالسى كه مورد سوء ظن است‏بپرهيز، زيرارفيق بد همنشين خود را فريب مى‏دهد. [و او را به كارهاى ناشايست‏وامى‏دارد.]

امام على عليه السلام:
«قارن اهل الخير تكن منهم، و باين اهل الشر تبن عنهم‏» .
با نيكان بنشين تا از آنان به حساب آيى و از بدان بپرهيز تادر شمار ايشان درنيايى.

امام على عليه السلام:
«صحبه الاشرار تكسب الشر كالريح اذا مرت بالمنتن حملت نتنا»همنشينى با بدان سبب بدبختى است، بسان بادى كه با عبور ازفضاى مزبله، حامل بويى بد مى‏شود.

امام حسن مجتبى عليه‏السلام:
«و اذا نازعتك الى صحبه الرجال حاجه فاصحب من اذا صحبته‏زانك و اذا خدمته صانك و اذا اردت منه معونه اعانك و ان قلت‏صدق قولك و ان صلت‏شد صولك‏» .
اگر حاجتى تو را به مصاحبت مردان وادار سازد با كسى همنشينى‏كن كه چون با او مصاحبت كنى تو را زينت دهد و اگر او را خدمت‏كنى نگهدارت باشد و چنانچه از او كمك خواهى ياريت دهد و اگرسخن‏گويى تصديقت كند و هرگاه درگير شوى پشتيبانت‏شود.

امام زين العابدين عليه السلام:
«و اياك و مصاحبه الفاسق فانه بايعك باكله و اقل من ذلك‏» .
از رفاقت‏با فاسق بپرهيز كه او تو را به لقمه‏اى و بلكه كمتراز لقمه‏اى مى‏فروشد.

امام صادق عليه السلام:
«خصلتان من كانتا فيه و الا فاعزب ثم اعزب. قيل: و ما هما؟
قال: الصلاه فى مواقيتها والمحافظه عليها، والمواساه‏» .
دو صفت نيك اگر در كسى بود(شايسته دوستى و رفاقت است)وگرنه‏از او دورى كن سپس دور شو. عرض شد آن دو صفت كدام است؟ فرمود:
نماز گزاردن در وقت و مراقبت‏بر آن و هميارى.

امام جواد عليه السلام:
«اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف المسلول يحسن منظره ويقبح اثره‏» .
از رفاقت‏با آدم شرور بپرهيز كه مانند شمشير خوش منظر وبداثر است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386;ساعت 10:10;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

 

الف) راه‌كارهاي اجتماعي
آيت‌الله بهجت از يك سو، بندگي و اطاعت را موجب تصحيح رابطه با امام و مسبّب همة كمالات دانسته، از سوي ديگر مانع جدي در اين امر را اجانب و كفّار مي‌دانند:
چه مي‌شد به واسطة بندگي خدا، روابط ما با آن آقا (حجت‌بن‌الحسن(عج)) محفوظ مي‌ماند؟ ديگران نگذاشتند هر چند ما هم مقصريم و نخواستيم اتصال ميان ما و آن حضرت محفوظ باشد.23
در ديدگاه ايشان اصلي‌ترين نقشة كفار، ضربه زدن به آن رابطة اصيل و دور كردن مسلمين از ثقلين است:
ائمه ما(ع) دعاها را در اختيار ما گذاشته‌اند تا ما را غرق در نور ببينند. انبيا آمده‌اند كه ما را از دنيا و توجه به آن دور سازند ولي كفّار به ما مي‌گويند: دين را كنار بگذاريد تا ما به شما دنيا دهيم و وسايل راحتي ظاهري ـ نه راحتي دروني ـ شما را فراهم كنيم! البته اين سخن هم دروغ است، زيرا اگر آنان براي ما راحتي دنيا را مي‌خواهند پس چرا اين همه بر سر تسلّط بر ما، با هم نزاع دارند. نقشة كفار اين بوده و هست كه قرآن را از دست مسلمانان بگيرند و روحانيت را از منابع ديني و معنويات و سرچشمه‌هاي معارف ـ يعني قرآن و سنت ـ جدا سازند، تا اين دو سلاح مهم از دست مسلمانان خارج گردد و راه تسلط آنان بر بلاد و ثروت‌هاي مسلمانان باز شود. ولو به اينكه كساني را در رأس قرار دهند كه طبق مرام آنان كتاب و سنت را توجيه كنند و ديگران نابود، منزوي يا كشته شوند: اي كاش مي‌ديديم كه گرگ‌ها به ما هجوم آورده‌اند و ما را مي‌خورند!24
در پي اين درك خاص است كه راه‌كار اصلي اجتماعي ايشان براي تأمين آن مقصود، توصيه به عدم اختلاط با كفار است؛ هم اختلاط سياسي ـ اقتصادي و هم اختلاط فرهنگي ـ فكري.
در ادامه سخن پيشين ايشان بيان مي‌نمايد:
با اين وضع چه بايد كرد؟ هر چه به ما فرمودند:
لا تتخذوا الكافرين اولياء
(كافران را به عنوان دوست و سرپرست خود نگيريد).
گوش نكرديم! حالا با اين اوضاع و گرفتاري و بلاها كه بر سر ما مسلمانان مي‌آيد چه بايد بكنيم؟ اگر تكليف خود را بدانيم كه چه بايد بكنيم و به آنچه فهميديم عمل بكنيم از جهت علم به وظيفه فرداي قيامت راحت‌ايم.25
اختلاط ما با كفار آخرش به همين جا مي‌كشد؛ يعني ابتدا از مسلمانان پذيرايي مي‌كنند، به آنان احترام مي‌گذارند، آنان را به بلاد خود دعوت مي‌كنند و در تجارت و معاملات بازرگاني خود داخل مي‌كنند، وقتي رؤسا و سياست‌مداران مسلمان مست پول و غير پول شدند مسلمانان حاضر مي‌شوند امتيازاتي بدهند تا آنان بر بلاد اسلامي حكومت كنند. بدين ترتيب اختلاط با كفار، تسلط و حكومت آنها را بر مسلمانان آسان‌تر مي‌سازد. آيا اگر مثلاً كفار بر نفت ايران حكومت كردند، مي‌شود كه نتوانند بر ايران و ملت ايران حكومت كنند؟ و مالك الرّقاب ممالك اسلامي و مسلمانان نشوند؟26
در اين بيانات مشكل اصلي صدمه زننده به رابطة قوي با امام زمان(ع)، غرب‌زدگي مسلمانان دانسته شده است. لذا اين مرجع عاليقدر شيعه، غير از منع سياست‌هايي كه به حاكميت سياسي غرب بر مسلمين بينجامد به راه‌كارهايي اشاره مي‌فرمايند كه شيعيان را از تهاجم فرهنگي غرب و جدا شدن آنها از امام خويش نجات دهد:

1. هجرت و ايجاد برادري ايماني
دربارة هجرت چنين مي‌فرمايند:
ممكن است كسي در بلاد كفر سكونت داشته باشد ولي ايمان و اعتقادش بر خلاف حكومت‌هاي بي‌دين و يا بي عقل باشد و با اين حال منتظر فرج باشد. ولي اگر كسي بخواهد عبادت كند و به خدا ايمان داشته باشد، يا ايمانش محفوظ بماند اين امر متوقف بر نقل مكان و انتقال محل سكونت، از آن بلاد به بلاد اهل ايمان است [و در صورتي كه] منتقل شدن از آنجا براي او ممكن باشد، بايد براي حفظ دين و ايمان خود و اهل بيت خود به بلاد اهل ايمان مهاجرت كند، وگرنه به خود و اهل خود ظلم نموده، مقصّر خواهد بود.27
در كنار دستور هجرت به بلاد مؤمنين، از اهل ايمان هم مي‌خواهد، با هم كمال برادري و هم‌دردي را داشته باشند:
چقدر رحمت خداوند شامل حال كساني است كه براي رفع اين همه ابتلائات و بلاهايي كه براي مسلمانان و اهل ايمان وارد مي‌شود بي‌تفاوت نباشند و گريه و تضرع و ابتهال كنند! اگر مسلماني در چين مبتلا شود ابتلاي او ابتلاي ماست و ما بايد خود را مثل او گرفتار بدانيم!28
ايجاد اين هم‌دلي و دل‌سوزي اثرات بسيار دارد. ايشان در يك تحليل عرفاني روان‌شناختي، نبود اين علامت بين مؤمنان را مذمت مي‌كند.
با اينكه اندوه و شادي مؤمن به ديگران سرايت مي‌كند چرا ما با اين همه بلا‌ها و مصايب كه بر اهل ايمان وارد مي‌گردد بي‌تفاوت هستيم؟ يا ما ايمان نداريم، يا قلب‌ها قسي شده است! در روايت است كه ظهور قائم آل محمّد(ص) ?بعد قسوة القلوب؛ پس از قساوت دل‌ها? خواهد بود.29


2. مصونيّت‌سازي فرهنگي
هجرت از بلاد كفر يك انتقال فيزيكي از مناسبات جاهلي است و هجرتي از غرب جغرافيايي است اما آنچه از بدعت‌ها و بي‌ديني‌ها كه در تمام عالم پراكنده شده و به دار اهل ايمان هم راه يافته است را طور ديگر بايد سدّ كرد تا بتوان به بهبود رابطة ايماني و بندگي و تصحيح رابطه با امام خويش اقدام نمود. حضرت آيت‌الله بهجت در اين باره نيز دو دستور شاخص دارند:
اول، طي طريق سلف: گويا ائمة ما(ع) اين مطلب را اتمام حجت كرده‌اند، لذا فرموده‌اند: براي فرج بسيار دعا كنيد. البته نه اينكه لقلقة زبان باشد. و نيز فرموده‌اند ?تمسّكوا بالأمر الأوّل؛ به راه و رسم نخست عمل كنيد? يعني در وقايع و رويدادهاي تازه، آن‌گونه كه در گذشته، عمل مي‌كرديد عمل كنيد.
دوم، احتياط و توقف: ائمه ما به ما ياد داده‌اند كه به يقينيات عمل كنيم و هر جا يقين نداشتيم توقف و احتياط كنيم.30
ولي از ايشان سؤال شد: از حضرت رسول(ص) دربارة آخرالزمان و فتنه‌هاي آن نقل شده كه فرموده‌اند: تشخيص تكليف در آن زمان مشكل است پس چه بايد كرد؟ پاسخ فرمودند:
اگر به دست آوردن تكليف مشكل باشد، احتياط كردن كه مشكل نيست! بايد توقف كرد و احتياط. براي ما اتمام حجت شده است.31
و در جاي ديگر بياني دارند:
پس در فتنه‌هاي آخرالزمان كه مانند پاره‌هاي شب تاريك است، شايسته است احتياط و توقف نمودن تا راه حق روشن شود و همگان توان احتياط را دارند و آن سلاح عمدة اهل ايمان است. و تنها كسي نجات مي‌يابد كه در ايمان خود استوار بوده، براي تعجيل فرج دعا كند و در اعتقاد به تمام عقايد حقّ ملتزم و استوار باشد.32
واضح است نهادينه شدن اين دستور در ميان مؤمنين، از اختلاط فرهنگي با اجانب و به تعبير ايشان از هم جنسي و هم شكلي كه زمينه‌ساز تسلط سياسي آنهاست جلوگيري مي‌كند.
چه بسيار از مشهورات زمانه كه مشمول اين اصل مي‌شود و چه بسيار رفتارها و صناعات و ... كه تجنّب يا توقّف در آنها به صلاح ايمان و ولايت شيعيان است.
ايشان به طور كلي در اين‌گونه امور اجتماعي با نگاهي خاصّ نگريسته، مي‌گويند:
?ما نبايد در امور اجتماعي به ديگران نگاه كنيم و از اين و آن پيروي كنيم زيرا افراد معصوم نيستند، هر چند بزرگ و بزرگوار باشند، بلكه بايد نگاه كنيم و ببينيم اگر خودمان تنها بوديم و ديگران نبودند، آيا انجام مي‌داديم يا نه؟ نبايد به ديگران كار داشته باشيم! ما نبايد خود را با اهل سنت قياس كنيم! ما بايد رضا و ميل امام زمان(عج) را در كارها به دست آوريم، چه در مصرف سهم امام(ع) و چه در كارهاي اجتماعي.33
اهميت راه‌كارهاي اجتماعي براي حفظ از گزند كفار اين‌قدر زياد است كه ايشان گرد هم نشستن شيعه و سنّي براي چاره انديشي را لازم مي‌داند:
بنابراين آيا حال كه همة مسلمانان ـ چه شيعه و چه سني ـ اعتقاداً يا عملاً ـ زعيم ندارند نبايد در كنار هم بنشينند و چاره‌انديشي كنند؟ آيا نبايد محافظت و مواظبت كنيم؟! آيا نبايد بنشينيم و راه محافظه را پيدا كنيم كه چگونه از دست دشمن در امان باشيم تا دين و دنيا و مذهب ما محفوظ بماند؟34
ايشان توسّلات و عزاداري‌ها و زيارات را ظرف الصاق و اتصال به امام و از اين‌رو مورد تهاجم كفّار معرفي مي‌نمايد:
اين توسّلات، عزاداري‌ها، سوگواري‌ها، زيارت قبور اهل بيت(ع)، علامت آن است كه اهل ايمان به آنان اتّصال و الصاق دارند و هنوز از آنان منحرف نشده‌اند، لذا كفار و دست نشانده‌هاي آنان دستور داشتند كه بين مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تكايا و مجالس عزا و روضه خواني ـ جدايي بيندازند، زيرا همة آنها ضد خواسته‌هاي سلاطين جور بودند لذا فرمان تخريب قبور يا تعطيلي مجالس روضه‌خواني را دادند.35

ب) راه‌كارهاي فردي
نمي‌توان كتمان كرد كه ديدگاه آيت‌الله العظمي بهجت بيش از آنكه از ايشان چهرة يك مصلح اجتماعي نشان دهد، سيماي يك عالم اخلاق را به نمايش مي‌گذارد كه به حوزة اجتماع، سياست و فرهنگ هم نظر دارد لكن با رويكردي اخلاقي؛ لذا توصيه‌هاي اجتماعي او نيز رنگ و بوي اخلاقي دارد. در راه‌كارهاي فردي، اين شخصيت با اين رويكرد آشكارتر مي‌شود.
ايشان مشكل اصلي را در ضعف رابطة مأمومان با امام خويش در حوزة علم و عمل (عقيده و ايمان، و رفتار) مي‌ديد لذا محور دعوت او بر اصلاح خويش بود.
در پاسخ به اين پرسش كه: ايشان چگونه ارتباط خود را با اهل‌بيت، به ويژه صاحب‌الزمان(عج) تقويت كنيم؟ چنين پاسخ داده‌اند:
اطاعت و فرمان برداري از خداوند، بعد از شناخت او، موجب محبتّ به او مي‌شود و همچنين موجب محبت كساني كه خداوند آنها را دوست مي‌دارد؛ كه عبارتند از انبيا و اوصيا كه محبوب‌ترين آنها به خداوند حضرت محمدو آل او(ع) مي‌باشند و نزديك‌ترين آنها به ما صاحب‌العصر(عج) مي‌باشد.36
واضح است عبادات و به خصوص ادعيه و توسلات در تقويت اين رابطه نقشي جدي دارد از اين رو ايشان حتي در قبال فتنة تهاجم آمريكا به افغانستان هم فرمودند:
در اين فتنه‌هاي اخير، مخصوصاً فتنة جنگ‌ آمريكا در افغانستان بايد ?اللّهمّ اشغل الظّالمين بالظّالمين...? را زياد خواند. ظالمان به بهانه‌هاي بيهوده و دروغ و به هر بهانه‌اي مي‌خواهند مسلمانان را از بين ببرند. بايد به حضرت ولي عصر(ع) توسل كرد و درخواست كرد كه اين فتنه‌ها به خود ظالمان برگردد.37
سفارش به دعا و تضرع، به خصوص دعاي فرج يا تثبيت ايمان، زياد در كلمات ايشان به چشم مي‌خورد. البته نكتة قابل توجه در اين‌باره اين است كه، معظم‌له اولاً توبه را شرط دعا دانسته و ثانياً توبه هر چيز را به حسب حال آن چيز متمايز مي‌دانند و از اينجا هم نقبي به گناهان اجتماعي ‌زده مي‌فرمايند:
اصلاح فعلي ما در چيست؟ به بازگشت و توبه از كارهايي كه خودمان مي‌دانيم در داخل يا خارج انجام مي‌دهيم. در خلوت‌مان با خدا، در تضرعاتمان و توبه‌مان، در نمازهايمان و عباداتمان دعاها خصوصاً دعاي شريف ?الهي عظم البلاء و برح الخفاء? را بخوانيم و از خدا بخواهيم صاحب كار را برساند، و با او باشيم.38
وظيفة فعلي ما با اين همه ابتلائات و آتش‌هايي كه براي نابودي شيعه در ايران، عراق، لبنان، پاكستان، افغانستان و ... افروخته شده، دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصية ديگران به دعا است. دعاي خود حضرت را براي حضرت بخوانيم و دعاي تائب كنيم. البته توبة هر چيزي به حسب خود آن چيز است.39
دقيقاً همين نكته كه، توبة هر چيز به حسب آن چيز است، از بطن دعا و تضرع، فعاليت و اقدام به جبران را نيز بيرون مي‌آورد و ديدگاه ايشان را از خانه‌نشيني صرف و دعا كردن تنها پالايش مي‌نمايد. ايشان در فرازي پس از تأكيد بر همين نكته مي‌افزايد:
عواقب گناهان اجتماعي كه موجب تغييرات در جامعه، اختلال نظام و انحلال آن، يا تحريم حال و ترك واجب، يا مصادرة اموال، هتك حرمت، قتل نفوس زكيه، ريختن خون مسلمانان، حكم به ناحق و ... مي‌شود چگونه خواهد بود؟40
مي‌بينيد از توبة مناسب حال به گناهان اجتماعي‌اي چون: تغيير جامعة ايماني و اختلال نظام اسلام يا انحلال آن، كه نكاتي بسيار حائز اهميت است توجه مي‌دهد. عدم احتياط و توجه به طريق سلف، گاه موجب مي‌شود بدعت‌هايي همه‌گير و مناسباتي غلط بر مسلمين حاكم شود كه توبه و رهايي از آنها شرط پذيرش دعاست و تخلص از آنها بدون فعاليت اجتماعي سودمند و مغاير با آنها ممكن نيست. نكتة ديگري كه در اين‌باره در خور توجه است. كميت اين دعاهاست كه باز نوعي همكاري و تعاون را طلب مي‌نمايد: ?آن حضرت فرموده‌اند:
براي تعجيل فرج من زياد دعا كنيد.
خدا مي‌داند تعداد اين دعاها بايد چقدر باشد تا مصحلت ظهور فراهم آيد.41
دعاي مقرون به، عمل به واجبات و ترك محرمات است كه موجب تثبيت ايمان و تصحيح رابطه با امام مي‌گردد:
تنها انتظار فرج كافي نيست. تهيّأً بلكه طاعت و بندگي نيز لازم است. مخصوصاً با توجه به قضايايي كه پيش از ظهور امام زمان(عج) واقع مي‌شود به حدي كه ?ملئت ظلماً و جوراً؛ زمين از ظم و ستم لب‌ريز مي‌شود.? خدا مي‌داند كه به واسطة ضعف ايمان بر سر افراد چه مي‌آيد!42
ايشان به رغم آنكه باب لقا و حضور را مسدود ندانسته، حتي رؤيت جسماني امام(ع) را نيز ممكن مي‌دانند لكن اشتغال به اين وظايف را برتر از تشرّف معرفي مي‌فرمايند:
لازم نيست انسان در پي اين باشد كه به خدمت حضرت ولي‌عصر(ع) تشرف حاصل كند بلكه شايد خواندن دو ركعت نماز سپس توسل به ائمه بهتر از تشرّف باشد. زيرا هر كجا كه باشيم آن حضرت مي‌بيند و مي‌شنود و عبادت در زمان غيبت افضل از عبادت در زمان حضور است. زيارت هر كدام از ائمه اطهار(ع) مانند زيارت خود حضرت حجت است.43

------------ --------- ------
پي‌نوشت‌ها:
1. رخشاد، محمدحسين، 600 نكته در محضر آيت‌الله العظمي بهجت، ص 8.
2. همان، ص 1.
3. همان، ص 174.
4. ساعي، سيد مهدي، به سوي محبوب، 55.
5. رخشاد، همان، ص 188.
6. همان، ص 1.
7. همان، ص 210.
8. همان، 104.
9. همان، ص 2.
10. همان، ص 78.
11. همان، ص 247.
12. دلاور، مسعود، فيضي وراي سكوت، ص 30.
13. اميديان، محمدتقي، امام زمان(ع) در كلام آيت‌الله بهجت، ص 56.
14. رخشاد، همان، ص 1.
15. همان، ص 2.
16. همان، ص 173.
17. همان، ص 91.
18. اميديان، همان، ص 37.
19. دلاور، همان، ص 61.
20. همان، ص 61.
21. رخشاد، همان، ص 366.
22. همان، ص 290.
23. همان، ص 305.
24. همان، ص 189.
25. همان.
26. همان، ص 32.
27. همان، ص 120.
28. همان، ص 187.
29. همان، ص 211.
30. همان، ص 23.
31. همان، ص 143.
32. همان، ص 144.
33. همان، ص 101.
34. اميديان، همان، ص 56.
35. رخشاد، همان، ص 363.
36. ساعي، همان، ص 55.
37. دلاور، همان، ص 239.
38. همان، ص 68.
39. رخشاد، همان، نكته ص 290.
40. اميديان، همان، ص 36.
41. رخشاد، همان، ص 118.
42. همان، ص 119.
43. همان، ص 119.

منبع:
ماهنامه موعود شماره 80

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386;ساعت 14:55;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

//سلام شهادت مولای متقیان تسلیت و خیلی التماس دعا //
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین
 
قالَ الاْمامُ علىّ بن أبی طالِب أمیرُ الْمُؤْمِنینَ (عَلَیْهِ السلام) :
إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.

حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود:
پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:
موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبیل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه كشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست.

أمالى صدوق : ص 97، بحارالأنوار: ج 90، ص 343، ح 1.
 

..
.
..
اللهم العن قاتل امام علی علیه السلام..

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386;ساعت 15:2;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

قسمت اول



 

اشاره:
بي‌ترديد حضرت آيت‌الله العظمي محمدتقي بهجت كه از مفاخر زندة تشيع است، براي بسياري شناخته شده‌اند. ايشان كه شيخ الفقهاء اين عصرند از بزرگان اهل عرفان عملي نيز به شمار مي‌آيند. شهادت بزرگان معرفت چون ميرزا علي آقاي قاضي، امام خميني، آيت‌الله بهاءالديني و ... بر اين مطلب صحّه نهاده و ده‌ها نقل كرامت عملاً ايشان را بين خاص و عام شهرة اين مقامات نموده است. لكن سلوك خاصّ ايشان؛ كم حرفي و فقدان تأليفات موجب شده كه سخناني از ايشان نقل و گاه به شكل گلچين چاپ شود كه نوعاً فاقد نظمي منطقي و ارائة يك نظام منسجم به خواننده مي‌باشد.
نبودن چنين تقدير نظام‌مندي از فرمايشات ايشان منجر شده گاه شايعاتي پيرامون موضوعات مختلفي از جمله مسائل پيرامون مهدويت در بين مردم رواج يابد و پس از مدتي انكار و تكذيب گردد. در اين مقاله به دنبال دسته‌بندي و ارائه فرمايشات به ظاهر پراكندة معظمٌ له دربارة موضوع مهدويت هستيم. علي‌القاعده منابع اصلي ما نيز همان كتاب‌هايند لذا نمي‌توان ادعا كرد توانسته باشيم به همة ابعاد نظر ايشان دربارة اين موضوع مهم دست يافته باشيم. اما اهميت مطلب از يك سو، و اهميت، ارجمندي و وجاهت صاحبِ نظر از سوي ديگر ما را بر آن داشت تا همين اندك را هم دريغ نورزيم و آن را توشة راه نماييم. بدين منظور، مطالب را در چهار بخش مرتبط به هم تقديم مي‌داريم.

1. وضعيت امام غائب(عج)
آيت‌الله بهجهت چونان ساير عالمان شيعي، امام را بزرگ‌ترين آيت حق، ?آينه‌اي كه تمام عالم را نشان مي‌دهد?1، ?وليّ نعمت‌ها و مجراي رساندن فيض به ما?2 دانسته، دربارة امام عصر(ع) مي‌فرمايند: ?اهل‌بيت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر كدام متوسل شود از ديگري جواب مي‌گيرد. البته مصالحي در كار است همچنان‌كه حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ايشان، به حضرت امير(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله داده‌اند. زيرا مجري امور در اين زمان آن حضرت است؛3 نه فقط به لحاظ ظاهري بلكه به لحاظ ولايت باطني نيز ?نزديك‌ترين ائمه به ما حضرت حجت(عج) مي‌باشد?.4 آيت‌الله بهجت به رغم اينكه آن حضرت را مالك كرة زمين و واسطة همة ارزاق و خيرات به ما ‌دانسته‌، اما دربارة وضعيت ايشان چنين مي‌گويد:
?چه مصائبي بر امام زمان(عج) ـ كه مالك همة كرة زمين است و تمام امور به دست او انجام مي‌گيرد ـ وارد مي‌شود، و آن حضرت در چه حالي است و ما در چه حالي؟ او در زندان است و خوشي و راحتي ندارد و ما چقدر از اين مطلب غافل‌ايم و توجّهي نداريم.?5 همچنين در جايي ديگر از دست‌بسته بودن امام سخن مي‌گويد. و مثال او را مثال ناقة صالح مي‌خوانند. ?ما از غم‌خوار، هادي، حامي و ناصر خود قدرداني و شكرگزاري نمي‌كنيم و واسطة خير را پي مي‌كنيم كه: ?فعقروها?.6
پس به عكس آنچه برخي عوام تصور دارند، امام غائب، فارغ از ما، در نعمت و سرور و در باغي خوش آب و هوا منزل ندارد بلكه در صبري جان‌كاه روزگار مي‌گذراند. حضرت غائب(عج) عجب صبري دارد با اينكه از تمام آنچه كه ما مي‌دانيم و نمي‌دانيم اطلاع دارد و از همة امور و مشكلات و گرفتاري‌هاي ما باخبر است...7. خدا عجب صبري به ولي‌عصر(ع) داده كه هزار سال است مي‌بيند بر سر مسلمانان چه بلاهايي مي‌آيد و چه بلاهايي خود مسلمانان بر سر هم مي‌آورند، و همه را تحمل مي‌كند.8

2. وضعيت مأمومان در غيبت
از نظر آيت‌الله بهجت، همه شيعيان فرزندان فاطمه(س)اند9 اما اين مأمومين امام غائب داراي دو وضعيت‌اند: وضعيت بالقوه آنها كه همان دارايي‌ها و امكانات آنهاست. در كلمات ايشان دو چيز گنج و كنز عالي است:
الف ـ ميراث علمي ائمه اطهار(ع) : ايشان در معرفي اين گنجينة مهم مي‌فرمايد: ?اين همه ودايع، كتب، مخازن علم، روايات، و ادعيه در اختيار ما گذاشته‌اند به گونه‌اي كه اگر كسي بخواهد امامي را حاضر بيابد، يا صدايش را از نوار گوش دهد، يا در خدمتش باشد تا مطالب آنان را استماع كند ـ نه اينكه خود در محضر آنان صحبت كند ـ بهتر از اينها را پيدا نمي‌كند. همه چيز در دسترس ما است ولي حالمان مانند حال كساني است كه هيچ ندارند.?10
ب ـ استمرار فيض امام(ع): گنج ديگر شيعيان، داشتن امام حيّ و استمرار فيض او است كه به لحاظ عملي هم‌اكنون هم شيعيان مي‌توانند از او بهره ببرند. آيت‌الله بهجت در پاسخ به سؤالي كه از ايشان شده بود: چرا ما بايد از عترت محروم باشيم؟ پاسخ دادند: ?چه كسي گفته از فيوضات آنان محروم‌ايم؟ ما به اختيار محروم‌ايم! همچنين: ?نور الامام في قلوب المؤمنين انور من الشمس المضيئه بالنهار? منتها دنبال كردن و طلب مي‌خواهد. در زمان غيبت هم عنايات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محبان و شيعيان‌اش زياد ديده شده است باب لقاء و حضور كاملاً مسدود نيست، بلكه اصل رؤيت جسماني را هم نمي‌شود انكار كرد.?11
در نظر ايشان اساساً امام(ع) از نظر ظالمان محجوب است نه عارفان: حضرت از اعين الظالمين محجوب است: ?المحجوب عن اعين الظالمين? اما كساني كه نه ظالم‌اند، نه رفيق ظالم‌ و نه با ظالمان معاشر، آن حضرت از ديد آنان محجوب نيستند?.12
اما اين وضعيت بالقوه شيعه و امكانات اوست. وضعيت بالفعل و موجود مأمومين در نظر ايشان پست و ناچيز است: ?مسلمانان زعيمي ندارند كه در زير لواء و پرچم او قرار گيرند زيرا سنّيان كه اصلاً قائل به زعيم و امام نيستند و شيعه هر چند اعتقاد به امام دارد ولي در عمل و وضعيت مانند سنّيان هستند و با آن فرقي ندارند!?13
در واقع يك تشيع اسمي است. از اين‌رو انذار مي‌دهند: ?اگر امام زمان هم بيايد با او همان معامله را مي‌كنيم كه با آباي طاهرينش كرديم! آيا مي‌شود امام زمان(ع) چهار صد ميليون [تعداد شيعيان] ياور داشته باشد و ظهور نكند؟14
اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بندگاني هستند كه علم و صوابشان مُطَّرِد است يعني با داشتن مقام عصمت، نه خطا مي‌كنند و نه خطيئه و امام زمان(عج) عين‌الله الناظرة و اذنه السامعه و لسانه الناطق و يده الباسطة (چشم بينا، گوش شنوا، زبان گويا و دست گشادة خداوند) است و از اقوال، افعال، افكار و نيّات ما اطلاع دارد، مع ذلك گويا ما ائمه و به خصوص امام زمان(عج) را حاضر و ناظر نمي‌دانيم بلكه گويا مانند عامّه اصلاً زنده نمي‌دانيم و به كلّي از آن حضرت غافل هستيم.?15
يعني با وجود در اختيار داشتن ميراث علمي آنها مثل كساني هستيم كه هيچ ندارند و نسبت به فيوضات معنوي آنها نيز مثل كساني هستيم كه اصلاً امام را متولد شده نمي‌دانند!

3. اسباب غيبت امام(ع)
نكتة در خور توجّه در كلمات ايشان اين است كه ايشان چنين غيبتي را بي‌سابقه مي‌دانند: ? اميدوارم خداوند براي يك مشت شيعة مظلوم، صاحبشان را برساند. زيرا در عالم چنين سابقه‌اي نداشته و ندارد كه رئيس و رهبري از مريدان و لشكرش اين‌قدر غيبت طولاني داشته باشد! چه بايد گفت؟ معلوم نيست تا كي! در تمام امّت‌هاي گذشته غيبت مقدّر شده است ولي در هيچ امّتي چنين غيبتي با وقت نامعلوم غيرمقدّر اتفاق نيفتاده است.?16
بر اين اساس از آنچه گذشت مي‌توان حدس زد عامل اصلي غيبت نزد ايشان چيست؟
آيت الله بهجت، اصلي‌ترين مسبّب غيبت را خود مردم مي‌بينند؛ گذشتگان به نوعي و موجودين به نوعي ديگر؛ ?سبب غيبت امام زمان(ع) خود ما هستيم زيرا دستمان به او نمي‌رسد وگرنه در ميان ما بيايد و حاضر شود چه كسي او را مي‌كشد؟ آيا جنّيان آن حضرت را مي‌كشند يا قاتل او انسان است؟ ما از پيش در طول تاريخ ائمه امتحان خود را پس داده‌ايم كه آيا از امام تحفّظ و اطاعت مي‌كنيم و يا اينكه او را به قتل مي‌رسانيم؟!?17
ايشان از عدم قدرداني و شكرگذاري مردم نسبت به غم‌خوار، هادي، حامي و ناصر خويش، و حتي بدتر از آن اينكه برخي آلت دست دشمنان امام هم مي‌شوند، گله مي‌كنند: ? با وجود اعتقاد داشتن به رئيسي كه عين الله الناظره است آيا مي‌توانيم از نظر الهي فرار كنيم و يا خود را پنهان كنيم؟ و هر كاري را كه خواستيم انجام دهيم؟! چه پاسخي خواهيم داد؟! همة ادوات و ابزار را از خود او مي‌گيريم و به نفع دشمنان به كار مي‌گيريم و آلت دست كفار و اجانب مي‌شويم و به آنان كمك مي‌كنيم!?18

4. اسباب ظهور امام(ع)
آسيب اصلي در نظرگاه آيت‌الله بهجت، آسيب رابطة امام و مأموم است. از اين رو راه حلّ محوري ايشان اصلاح اين رابطه و تعميق آن است. تصريح مي‌كنند: ?تا رابطة ما با وليّ امر ـ امام زمان(عج) ـ قوي نشود كار ما درست نخواهد شد.?
اما قوي شدن اين رابطه چگونه است؟ ايشان در اين‌باره رويكرد اخلاقي خويش را بيشتر آشكار كرده، ادامه مي‌دهند: ?قوت رابطة ما با وليّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است. آيا واقعاً تا خودمان را اصلاح نكنيم كار درست مي‌شود؟?19
لذا اصلاح نفس، تحكيم ايمان و تطبيق عقيده و عمل بر عقيده و عمل امام(ع) در بيانات ايشان از درخشش و تأكيد خاصي برخوردار است.
?ما مي‌خواهيم هر كاري دلمان مي‌خواهد بكنيم؛ به نزديكان‌مان به دوستان‌مان هر كاري مي‌خواهيم بكنيم اما ديگران، دشمنان حق ندارند به ما اسائه‌اي بكنند. ما اگر به راه بوديم و در راه مي‌رفتيم چه كسي اميرالمؤمنين(ع) را مي‌كشت؟ چه كسي امام حسين(ع) را مي‌كشت؟ چه كسي همين امام حيّ حاضر را كه هزار سال است از ديده‌ها غائب است مغلو‌ل‌اليدين (دست بسته) مي‌كرد؟20
براي مؤمنان، تثبيت در دين و ايمان، ثبات قدم تا ظهور آن حضرت، از ظهور آن حضرت مهم‌تر است.?21
اين راه حلّ محوري از سوي ايشان مبتني بر تحليلي است كه از وضعيت موجود شيعيان و دشمنان دارد. ?ما كه قدرت دفاع در برابر قدرت‌هاي بزرگ دنيا را ـ كه براي ما با هم هم‌دست شده‌اند ـ نداريم و نمي‌توانيم به صورت ظاهر با آنان بجنگيم. چرا دست از وظيفه خود برمي‌داريم؟! وظيفة فعلي ما با اين‌همه ابتلائات و آتش‌هايي كه براي نابودي شيعه در ايران، عراق، لبنان، پاكستان، افغانستان و ... فروخته شده دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصية ديگران به دعاست.?22
توسل و دعا كه شاخصي براي به‌سازي رابطه مأمومين و امام خويش است، در بيان آيت‌الله بهجت جايگاهي خاص و ويژه دارد. اما نبايد گمان كرد كه تنها وظيفه در قبال ظهور را فقط دعا و استغاثه مي‌دانند. ايشان براي تحقق راه حل محوري‌اي كه اشاره شد هم راه‌كارهاي اجتماعي ارائه مي‌كنند و هم راه‌كارهاي فردي.

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386;ساعت 16:53;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

هنگام شنيدن نام قائم (عج) برمي‌خيزيم؟


هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)

------------ --------- --
پي‌نوشت‌ها:
1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.
2. منتخب الاثر، ص 506.


بقية الله يعني چه؟
 

بقيةالله

عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسول‏اللَّه(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيه‏اى نازل شده است.
بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.
زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مى‏رسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مى‏ماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مى‏كند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كم‏فروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مى‏كنيد.
تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:
هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مى‏شود.
[1] از اين رو، امام زمان(عليه‏السلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآن‏پژوهان معاصر، از آن جا كه آيه‏هاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مى‏توانند بر مصداق‏هاى كلى‏تر و وسيع‏تر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشن‏ترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مى‏كند.
براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كرده‏اند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مى‏گويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مى‏فرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمى‏كند، مگر اين كه مى‏گويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]
بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.

------------ --------- --------- ----
پى نوشت:
[1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468.

منبع:
ماهنامه ياس، شماره‏2، با تصرف

براي شنيدن دعاي روز نهم ماه مبارک رمضان اينجا را کليک کنيد

الّلهم اجعَل لی فيه نصيباً مِن رَحمَتِکَ الواسِعَة
وَاهدِنی فيه لِبراهينِک السّاطِعة
وَ خُذ بِناصيتی إلی مَرضاتِک الجامِعة
بمحبَّتِک يا أمَل المُشتاقين

گوشه اي از آداب افطار و سحري


از مهمترين امور در افطار و سحري، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم الله …، خواندن سوره قدر است ، و بهترين چيزي كه قبل از افطار خوانده مي شود، دعايي است كه در اقبال آمده و فضل بن عمر، آن را روايت كرده است :‹‹ امام صادق فرمودند : رسول خدا (ص) به اميرالمومنين (ع) فرمود : اباالحسن ! ماه رمضان نزديك شده است ، قبل از افطار دعا كن ، جبرئيل پيش من آمد و گفت : يا محمد ! كسي كه در ماه رمضان ، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند ، خداوند دعاي او را مستجاب ، نماز و روزه را قبول و ده دعاي او را مستجاب مي كند ، گناه او را بخشيده ، غم و غصه او را از بين برده ، گرفتاريهايش را برطرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانيده ، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. گفتم : چه دعايي است ؟ جبرئيل گفت : اللهم رب النور العظيم …››

التماس دعا در این ایام مبارک رمضااااان

ختم صلوات رمضانیه در این وبلاگ   http://kanezahlebit.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386;ساعت 13:28;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

 رمضان آمد و روان بگذشت بود ماهی به یک زمان بگذشت شب قدری به عارفان بنمود این معانی از آن بیان بگذشت ...رمضانا تو بهترین ماهی چون که ماه ضیافت اللهی خوش عمل هر که بود در رمضان ترک منکر نمود در رمضان ....

                           حوادث رمضان پيش از ظهور 
       
1 ـ خورشيدگرفتگي‌ و ماه ‌گرفتگي‌ در زمان‌ غير عادي
يكي‌ از مظاهر قدرت‌ الهي‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمايي‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصي‌ را براي‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ مي‌آورد، كسوف‌ خورشيد در روز سيزدهم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بيست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.
علت‌ پديد آمدن‌ اين‌ دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادي‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ ديده‌ نشده‌، از اين‌ قرار است‌:
الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ يافتن‌ نظريه‌ مهدويت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در ميان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
ب‌) متوجه‌ كردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزديكي‌ ظهور.
«ثعلبة‌ ازدي‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشيدگرفتگي‌ در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگي‌ در آخر آن‌.
به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: يابن‌ رسول‌الله خورشيد در انتهاي‌ ماه‌ كسوف‌ مي‌كند و ماه‌ در نيمة‌ آن‌ خسوف‌.
حضرت‌ فرمودند:
خودم‌ مي‌دانم‌ چه‌ مي‌گويم‌؛ اين‌ دو نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمين‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 1
«ورد بن‌ زيد اسدي‌» برادر «كميت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
پيش‌ از اين‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگي‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهاي‌ ماه‌) و خورشيد گرفتگي‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ اين‌ ترتيب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ مي‌ريزد.
ابوبصير هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
نشانة‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) كسوف‌ خورشيد در بيست‌ و سوم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 2
خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمين‌ در ميان‌ خورشيد و ماه‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نيمة‌ ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. كسوف‌ خوشيد هم‌ غالباً زماني‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ماه‌ بين‌ زمين‌ و خورشيد قرار گيرد و زمان‌ آن‌
هم‌ در آخر ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. چنين‌ حادثه‌اي‌ (كه‌ دچار بدأ 3 هم‌ نخواهد شد) در زماني‌ غير از زمان‌ عادي‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روايات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زير ممكن‌ مي‌شود:
احتمال‌ اول‌: اين‌ قضيه‌ معجزه‌گونه‌ و از طريق‌ يكي‌ از اسباب‌ و علل‌ عادي‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.
البته‌ با اختلافي‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهي‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، كه‌ البته‌ طريقه‌ حدوث‌ اين‌ اعجاز يا كيفيت‌ شكل‌گيري‌ را نمي‌توانيم‌ تصور كنيم‌ و همين‌ قدر كافي‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اين‌ معجزه‌ انجام‌ مي‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌اي‌ كه‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا كنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ مي‌زند.
احتمال‌ دوم‌: به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمي‌ بزرگ‌ رخ‌ مي‌دهد.
ممكن‌ است‌ يكي‌ از اشياء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسي‌ نزديك‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشيد مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ به‌ زمين‌ شود و كسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پيش‌ بيايد و همين‌ شي‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ كه‌ ماه‌ به‌ شكل‌ هلال‌ ديده‌ مي‌شود در برابر آن‌ قرار گيرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شي‌ء خسوف‌ كلي‌ يا جزيي‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ ظهور ذكر شده‌ است‌ و بي‌ارتباط‌ با اين‌ بخش‌ از مطالب‌ نيست‌ اين‌ است‌ كه‌ نور خورشيد از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپديد مي‌شود كه‌ اين‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه‌ شي‌ء فضايي‌ بين‌ خورشيد و زمين‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ 4 به‌ زمين‌ مي‌شود كه‌ بالطبع‌ با كسوفي‌ كه‌ از يك‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ مي‌كشد، متفاوت‌ است‌.
احتمال‌ سوم‌: به‌ جهت‌ تغييرات‌ دروني‌ خود خورشيد.
تعبير علمي‌ اين‌ مطلب‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انفجارهاي‌ عظيم‌ يا تغييرات‌ فيزيكي‌ خاصي‌ در خورشيد پديد آيد طوري‌ كه‌ مدت‌ مشخصي‌
اشعه‌ خورشيد به‌ اطراف‌ پراكنده‌ نگردد و يا اينكه‌ انفجارهاي‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشيد، كسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ كه‌ از ماه‌ هلالي‌ بيش‌ پيدا نيست‌، خسوف‌ را؛ كه‌ اين‌ احتمال‌ نزديك‌ترين‌ و جدي‌ترين‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر اين‌ دو را به‌ آيات‌ و نشانه‌هايي‌ كه‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختيم‌، ضميمه‌ كنيم‌، مي‌توان‌ آنها را هم‌ با اين‌ احتمال‌ توجيه‌ كرد: توقف‌ خورشيد در زمان‌ سفياني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ مانع‌ حركت‌ كردن‌ خورشيد شود يا حركت‌ آرامي‌ كه‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ براي‌ مدت‌ دو يا سه‌ ساعت‌ باشد يا ظاهر شدن‌ بدني‌ نمايان‌ در قرص‌ خورشيد (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممكن‌ است‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ وقتي‌ در سطح‌ خورشيد گسترش‌ يابد به‌ شكل‌ سينه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنين‌ جرياني‌ در خورشيد كه‌ در حديث‌ هم‌ مي‌توان‌ تأكيد بر چنين‌ مطلبي‌ را يافت‌ اشاره‌ كرده‌اند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ پس‌ از ذكر صيحه‌ و نداي‌ آسماني‌ ماه‌ رمضان‌ (در بيست‌ و سوم‌ ماه‌) مي‌فرمايند:
از فرداي‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشيد رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهايت‌ سياه‌ و تاريك‌ مي‌شود. 5
تاريكي‌ خورشيد خود دليل‌ روشني‌ است‌ براي‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بيست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)
و شايد اين‌ تفسير بهترين‌ تفسير علمي‌ و نزديك‌ترين‌ احتمال‌ به‌ واقعيت‌ باشد كه‌ احدي‌ پيش‌ از اين‌ بدان‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌ و پس‌ از تفكر جدي‌ و عميق‌ در باب‌ نشانه‌هاي‌ ظهور و آيات‌ آسماني‌ كه‌ الزاماً نبايد اين‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌. 6

2 - نداى آسمانى صيحه
اين نشانه يكى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.
»صيحه« به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اينجا منظور ندايى است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مى‏شود. هر جمعيتى آن را به زبان خويش مى‏شنود و از آن حيران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنيدن اين ندا خوابيده بيدار مى‏شود؛ ايستاده مى‏نشيند؛ نشسته بر سر جاى خود ميخكوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خويش بيرون مى‏آيند. اين ندا از جبرئيل امين است، كه به زبانى رسا چنين اعلام مى‏كند:
»صبح نزديك شد7. بدانيد كه حق با مهدى(ع) و شيعيان اوست«.
پس از آن در بعدازظهر (نزديك مغرب) شيطان لعين در ميان زمين و آسمان ندا مى‏دهد كه: »آگاه باشيد كه حق با عثمان و شيعيان اوست«. ظاهراً مراد از »عثمان«، »عثمان بن عنبسه« يا همان سفيانى است.
ابوحمزه مى‏گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: آيا شورش سفيانى از علايم حتمى ظهور است؟ حضرت فرمودند: آرى ندا هم حتمى است... از حضرت پرسيدم: اين ندا چگونه خواهد بود؟ فرمودند:
يك منادى اول روز ندا مى‏دهد كه حق با آل على(ع) و شيعيان اوست و در انتهاى روز شيطان ندا مى‏دهد كه حق با عثمان و شيعيان اوست و در اين زمان ياوه‏گويان (باطل‏گرايان) دچار ترديد مى‏شوند.8
دليل برخاستن اين صداى آسمانى از اين قرار است:
الف) توجه دادن مردم به نزديكى ظهور؛
ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در ميان مؤمنان مخلص.
توجه به زمان وقوع اين نشانه؛ يعنى با فضيلت‏ترين ماه و شب سال - كه اقبال و رويكرد دينى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهميت آن را ثابت مى‏كند.
ابوبصير از امام باقر(ع) چنين روايت مى‏كند:
صيحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئيل است براى خلق.
سپس فرمودند:
منادى از آسمان به نام قائم(ع) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدايش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هيچ خوابيده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اينكه بيدار مى‏شود و ايستادگان همگى مى‏نشينند و نشستگان هم بر دو پاى خويش برمى‏خيزند. خداوند بيامرزد هر كه از اين صدا عبرت بگيرد. صدا، صداى جبرئيل روح‏الامين است كه در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شكايتى نداشته باشيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد. در انتهاى روز صداى ابليس ملعون (شنيده مى‏شود) كه ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشيد كه فلانى مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بيندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‏كنندگان متحير در آن روز زيادند كه در آتش افكنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنيديد از آن شكايت نكنيد كه آن صداى جبرئيل است و نشانه آن اين است كه به نام قائم و پدرش(ع) ندا مى‏دهد. به طورى كه حتى دوشيزگان در خلوتگاه‏هايشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خويش را براى خروج (و قيام) تشويق مى‏كنند.
و فرمودند:
به ناچار اين دو صدا بايد پيش از قيام قائم(ع) باشد: صدايى از آسمان كه صداى جبرئيل است و به نام صاحب اين امر و نام پدرش و صدايى كه از زمين شنيده مى‏شود و آن صداى ابليس است كه به نام فلانى ندا مى‏دهد كه مظلومانه كشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت كند و از دومى و از اينكه به فتنه‏اش افكنده شويد، بپرهيزيد.
سپس پس از بيان بخش زيادى از حديث فرمودند:
وقتى كه بنى‏فلان در ميان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشيد و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صيحه در ماه رمضان باشيد و (پس از آن) قيام قائم(ع) كه خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.9
عبداللَّه بن سنان مى‏گويد: نزد امام صادق(ع) بودم كه شنيدم مردى از ديار هَمدان به حضرت عرض كرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گويند شما گمان مى‏كنيد كه منادى از آسمان به نام صاحب اين امر ندا درمى‏دهد. حضرت كه تكيه داده بودند خشمگين شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:
آن را از من روايت نكنيد و از پدرم روايت كنيد كه ديگر هيچ عيبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم كه از پدرم(ع) شنيدم كه مى‏فرمودند: واللَّه! اين مطلب در قرآن به وضوح بيان شده است آنجا كه مى‏گويد:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفنَ السَماءف آيةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعينَ.10
اگر بخواهيم از آسمان معجزه‏اى بر ايشان مى‏فرستيم كه گردن‏هايشان را براى هميشه به زير افكنند.
آن روز در زمين احدى باقى نمى‏ماند كه به عنوان خضوع گردنش را كج نكرده باشد. اهل زمين ايمان مى‏آورند، آن زمان كه اين صدا را از آسمان بشنوند كه: »آگاه باشيد حق در ميان على‏بن ابى‏طالب(ع) و شيعيان اوست«.
سپس فرمودند:
فرداى آن روز شيطان در هوا بالا مى‏رود به طورى كه از زمين متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد كه بدانيد حق در عثمان بن عفان و پيروان اوست. او مظلومانه كشته شد (بياييد) و قصاص خونش را طلب كنيد.
حضرت ادامه دادند:
خداوند آنها را كه ايمان آورده‏اند؛ با اقرار (هميشه به يك شكل) پابرجا و ثابت قدم مى‏كند و اين همان نداى اول است. آنها هم كه در دل‏هايشان مرض است آن روز به شك مى‏افتند كه اين مرض واللَّه، عداوت اهل‏بيت(ع) است. بنابراين در آن زمان از ما بيزارى مى‏جويند در عين حال كه به ما متمايل مى‏شوند؛ مى‏گويند آن صداى اول جادويى از سحرهاى اهل بيت(ع) بود سپس امام صادق(ع) اين آيه را تلاوت كردند كه:
وَ إن يَرَوا آيةً يفعرفضفوا وَ يَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.11
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده كنند از آن روى گردانده، مى‏گويند اين همان جادوى هميشگى (آنها) است.12
زرارة بن اعين از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمودند:
منادى از آسمان ندا مى‏دهد كه: »فلانى فرمانرواست« و منادى (ديگرى) هم ندا مى‏دهد كه: »همانا على و شيعيان او رستگارند«.
پرسيدم: چه كسى پس از اين با مهدى(ع) مى‏جنگد؟ فرمودند:
مردى از بنى‏اميه كه شيطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پيروان او رستگار مى‏شوند.
گفتم: پس چه كسانى راستگو را از دروغگو تشخيص مى‏دهد؟ فرمودند:
آنها كه احاديث ما را روايت مى‏كنند و پيش از وقوع اين اتفاقات مى‏گويند چنين مى‏شود و مى‏دانند كه آنها راستگويند و حق دارند.13
اين ندا مصداق اين آيه است كه:
أفَمَن يَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن يفتَّبَع أمَّن لا يَهفدّى إلاّ أن يفهدى فَما لَكفم كَيفَ تَحكفمونَ.14
آيا آنكه به سوى حقيقت هدايت مى‏كند شايسته‏تر است كه تبعيت شود يا آنكه هدايت نمى‏پذيرد جز آنكه هدايت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏كنيد؟
لذا اين ندا و صيحه آسمانى (صداى جبرئيل) مانند پيشامد بزرگ غير منتظره‏اى است كه جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افكند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است كه از نزديكى ظهور حكايت مى‏كند و اين مصداق آيه‏اى از قرآن كريم است كه مى‏گويد:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفن السَماء آيةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعين.15
و آيه ديگرى كه مى‏گويد:
وَ استَمع يَوم يفنادى المفنادى مفن مَكانف قَريبف يَومَ يَسمَعفونَ الصَّيَحَةَ بفالحَقّف ذلفكَ يَومف الخفروجف16.
و آن روزى كه منادى از جايى نزديك ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى كه صيحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.
وظايف مؤمنان در هنگام پيشامد اين صيحه:
در احاديث اهل بيت(ع) در اين زمينه چنين آمده است:
الف) پس از شكر و ستايش خداوند: به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏هايتان برويد و درها را قفل كنيد و دريچه‏ها و روزنه‏ها را ببنديد و خودتان را در ميان چيزى بپوشانيد و گوش‏هايتان را بگيريد (در حديث آمده است كه از آثار اين صيحه اين است از شدت و قوت اين صدا 70/000 نفر كر و 70/000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنيديد پس به سجده بيفتيد و بگوييد:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر كه چنين كند نجات مى‏يابد و هر كه از اين عمل روى گرداند هلاك مى‏شود.17
اين از جمله مواردى است كه هر كس خداوند متعال بر آن توفيقش داد تا نعمت درك آن عهد مبارك را با ظهور حضرت مهدى(ع) بيابد، واجب است بر آن شكرگزار باشد.
ب) انبار كردن غذاى يكسال خود و خانواده‏اش: امام باقر(ع) فرمودند:
نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درك كردى غذايت را بيشتر كن.18
پس از شنيده شدن نداى آسمانى ميان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقيسيا) پديد آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراكى‏ها پيش مى‏آيد و از اين رو ائمه(ع) به شيعيان مؤمن خويش و مسلمانان سفارش كرده‏اند كه غذا و نيازمنديهاى خود و خانواده‏هايشان را براى مدت يك سال ذخيره كنند. شما را به خدا، ببينيد چقدر اين امامان بزرگوار(ع) تيزبين بوده‏اند و به چه ميزان به شيعيان و دوستداران خويش محبت مى‏ورزيده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به اين محبت‏هاى ايشان جواب داده‏ايم و چقدر در صدد جبران محبت‏هايشان بوده‏ايم؟ آرى! هر كس كه به آنها عشق ورزيده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ايشان نسبت به خود مباهات و افتخار كند.

3 - بيعت كردن 30/000 نفر از قبيله بنى‏كلب با سفيانى
سفيانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سياسى و جنگ‏هاى خويش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خويش را گسترش مى‏دهد و در اين زمان ديگران هم به او پيوسته و مجموعه‏ها و قبايل غير دينى به دنبال او راه مى‏افتند. پيامبراكرم(ص) در اين رابطه فرمودند:
سفيانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اينكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20/000 نفر از قبيله بنى‏كَلَب با او بيعت مى‏كنند.19
قبيله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفيانى؛ يعنى همان قبايل دروز14 مى‏باشند كه در آينده او را همراهى مى‏كنند. اين قبيله در عصر معاويه نصرانى بودند و معاويه از آنها با مادر يزيد (عليهم‏اللعنة) قاتل سيدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراين، سفيانى از اولاد يزيد بن معاوية بن ابى‏سفيان (عليهم‏اللعنة) مى‏باشد. پيروان اين آيين در منطقه رمله (در بيابان برهوت شرقى فلسطين و غربى اردن و جنوب غربى سوريه دمشق) تا چند كيلومتر در اطراف آن سكنى گزيده‏اند.

------------ --------- --------- -----
پي نوشت‌ها:

1 . الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌374؛ الغيبة‌، نعماني‌، ص‌181، اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
2 . الغيبة‌، نعماني‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاريخ‌ الغيبة‌الكبري‌، ص‌479؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌517.
3 . به‌ زودي‌ در همين‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهيم‌ پرداخت‌.
4 . الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌37.
5 . بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
6. البته‌ بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ خود مؤلّف‌ در نهايت‌ آن‌ را احتمال‌ مي‌شمرد و هر چند هم‌ كه‌ احتمال‌ قوي‌ باشد باز يقين‌آور نيست‌ بدين‌ معنا كه‌ الزاماً نبايد چنين‌ باشد و امكان‌ معجزه‌ بودن‌ اين‌ جريانات‌ خالي‌ از وجه‌ نيست‌؛ چرا كه‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ اين‌ مطالب‌ به‌ زودي‌ تفسير علمي‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بيان‌ شود كه‌ ديگر تعبير كردن‌ از آن‌ به‌ آيه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آيه‌ تعبير ياد مي‌كند) چندان‌ موجه‌ نمي‌باشد و مردم‌ با اتكاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هيجان‌ خود را نسبت‌ به‌ اين‌ جريان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حادثه‌ دهشتناك‌ نماز آياتي‌ خوانده‌ و از آن‌ روي‌ مي‌گردانند و اين‌ با آنچه‌ در ابتداي‌ سخن‌ دربارة‌ دو دليل‌ حدوث‌ اين‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ بايد گفت‌ اگر بنا بود كه‌ اين‌ جريان‌ فوراً تفسير علمي‌ آن‌ بيان‌ شود نخواهد توانست‌ آيه‌ يا علامتي‌ براي‌ ظهور شمرده‌ شود يا حداقل‌ در احاديث‌ ديگر لازم‌ نبود اين‌ همه‌ روي‌ آنها تكيه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌اي‌ مي‌كردند. واللهعالم‌ (مترجم‌).
7 . بحارالانوار، ج52، ص274.
8 . الارشاد شيخ مفيد، ج2، ص371؛ الغيبة، شيخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
9 . الغيبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاريخ مابعدالظهور، ص125.
10 . سوره شعراء (26)، آيه4.
11 . سوره قمر (54)، آيه2.
12 . الغيبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
13 . الغيبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
14 . سوره يونس (10)، آيه35.
15 . سوره شعراء (26)، آيه4.
16. سوره ق (50)، آيه42 و 41.
17. يوم‏الخلاص، ص1542.
18. يوم‏الخلاص، ص542.
19. يوم‏الخلاص، ص671، بيان‏الائمه، ج2، ص586.
120. طريقه دروزيه، طريقتى است دينى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوريه و لبنان. اين طايفه منسوبند به »دَرَزَىّ« كه وى بعدها از اعتقاد خويش برگشت. عنوان اصلى اين طريقت موحدون است كه اساس عقيده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]

 


اعمال ماه مبارک رمضان (مختصر)

اعمال و ادعیه ماه مبارک رمضان (کامل-متن مفاتیح الجنان) 

چهل حدیث با موضوع ماه مبارک رمضان

سفره افطاری (دستور پخت غذاهای معمول در ماه مبارک رمضان)

روزه و پزشكي

متن دعای جوشن کبیر به همراه ترجمه فارسی

 

بخش صوت:

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک جز

مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات ویژه ماه مبارک رمضان

مجموعه مناجات های زیبا از حاج منصور ارضی و حاج سعید حددادیان

مناجات ربنا و این دهان از استاد شجریان

ترجمه گویای فارسی قرآن کریم (ترجمه استاد فولادوند)

مجموعه ادعیه و زیارات با صدای استاد فرهمند

مجموعه قرائت های مجلسی از قاریان مشهور

مجموعه اذان های زیبا و به یادماندنی

مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا (1)

مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا (2)

سخنرانیهای اخلاقی از حاج آقای مویدی

سخنرانی از مرحوم دولابی

سخنرانی از حاج آقای نقویان

سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی

 

بخش فیلم:

آموزش تصویری روخوانی قرآن کریم

نور احکام 1 - آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

نور احکام 2 - آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

فیلم نماز آیت الله بهجت در ماه مبارک رمضان

  برگرفته از سایت یاسین مهدی..

نامه هاي الکترونيکي ماه مبارک رمضان


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386;ساعت 13:34;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

احساس‌ انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگي‌ است‌:
احساس‌ تشنگي‌، آدم‌ را، به‌ آب‌ مي‌رساند، و احساس‌ انتظار، انسانف صاحب‌ نظرف آگاهف دين‌ باورف حقيقت‌ جوي‌ را، به‌ حجت‌ بالغة‌ الهي‌!...
انسانف اسلام‌، بزرگ‌ترين‌ اصل‌ اجتماعي‌ و پاك‌ترين‌ نهاد سياسي‌ دين‌ را، اعتقاد و التزام‌ به‌ رهبري‌ ?معصوم‌? مي‌داند.
رهبر جامعة‌ انسان‌، هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند بود، مگر ?پيامبر? يا ?امام‌? كه‌ به‌ طور مستقيم‌ از سوي‌ خدا و يا به‌ امر حق‌ و به‌ دست‌ پيامبر، تعيين‌ شده‌ باشد.
حقيقت‌ دين‌، جز اين‌ نيست‌ و بلوغ‌ انسانيت‌، جز از اين‌ راه‌، مقدور نمي‌تواند شد. 2
شيعه‌، نيز ـ با التزام‌ و پايداري‌ بر اين‌ اصل‌ خدايي‌ ـ در هيچ‌ لحظه‌اي‌ از تاريخ‌، هيچ‌ ?ظالم‌? و ?روند ظالمانه‌اي‌? را تأييد و تصديق‌ نكرده‌، و بر سر اين‌ كار، ?جان‌? خويش‌ را ـ در هموارة‌ همه‌ جا ـ بلا گردان‌ ?ايمان‌? خويش‌ ساخته‌ است‌!...
در آن‌ حديث‌ مشهور، هم‌، كه‌ سخن‌ از قيام‌ حجت‌ بالغه‌، به‌ ميان‌ مي‌آيد، تمامتف ضربتف تاكيد، بر سر ?ستم‌ ستيزي‌? است‌:
يملاالله به‌ الارض‌ قسطاً و عدلاً، كما ملئت‌ ظلماً و جوراً.
خداوند، اين‌ زمين‌ را ـ به‌ دست‌ او ـ از عدل‌ و داد، سرشار مي‌سازد، همانطور كه‌ از ظلم‌ و جور سرريز شده‌ باشد!...
تو گويي‌ كه‌ آنچه‌ ديو آتشخوارة‌ ?ظلم‌?، بر سر آدميان‌ خاك‌ مي‌آورد، با هيچ‌ داغ‌ و زخم‌ ديگري‌، برابري‌ نتواند كرد، اصلاً، همة‌ دردهاي‌ بشر كجا، و اين‌ آتش‌ جانسوز خانمان‌ بر باد ده‌، كجا؟! 3 ...
و دواي‌ اين‌ همه‌ درد: ?عدالت‌?!
از نگاه‌ ?شيعه‌?، عدالت‌، اصل‌ دين‌ است‌:
نخستين‌ پيشواي‌ او، در محراب‌، به‌ گناه‌ عدالت‌، به‌ قتل‌ مي‌رسد!!
و آخرين‌ پيشوايش‌، براي‌ اين‌ كه‌ به‌ دادف عدالت‌ برسد قيام‌ مي‌كند؛
و آخرين‌ حلقه‌، از مجموعة‌ حلقات‌ مبارزاتف حق‌ و باطل‌ را ـ كه‌ از آغاز جهان‌، بر پاي‌ بوده‌ است‌ ـ به‌ سامان‌ مي‌برد.
همة‌ حرفف ?انتظار?، همين‌ است‌:
سفري‌ دور و دراز، براي‌ رسيدن‌.
با چشمان‌ ?آينده‌?، تكليف‌ ?حال‌? را، روشن‌ كردن‌.
در آستانة‌ سقوط‌ و ابتذال‌،، دست‌ انسان‌ را گرفتن‌، و او را، تا درگاه‌ نگاه‌ خدا، بالا كشيدن‌ و بر تحقّق‌ آرمان‌ والاي‌ همة‌ انبيا و اوليا و مردان‌ رزم‌ آور راه‌ حق‌، نظر داشتن‌!.
و در آخرين‌ رزم‌ ـ پيروزمندانه‌ ـ حيثّيت‌ عادلانة‌ خاك‌ را از نگاه‌ بلند ?بقية‌الله? به ‌نظاره‌ برخاستن‌... و اين‌، حرفف كمي‌ نيست‌!.

***

انتظار، از جنس‌ فرداست‌،
و احساس‌ انتظار، فردايي‌ شدن‌
عشيرة‌ انتظار، اهاليف فردايند!...
آن‌ كه‌ ?نظر? ندارد، مثلف كسي‌ است‌ كه‌ تشنه‌ نيست‌.
احساسف انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگي‌ است‌.
آن‌ كه‌ احساس‌ تشنگي‌ ندارد، آب‌ ـ هر چند فراوان‌، زلال‌ و گوارا، هم‌ كه‌ باشد ـ به‌ چه‌ دردش‌ مي‌خورد؟!
بي‌ خيالي‌، اين‌ پا و آن‌ پا كردن‌، و مرد ?فردا? نبودن‌، ?ضد انتظار? است‌!
انسانف انتظار، آمادة‌ فرداست‌.
احساس‌انتظار،ازهم‌صحبتي‌هاي‌فردا،سرشارشدن‌ است‌.
از انديشة‌ ترديد، بيرون‌ آمدن‌، و در دل‌ يقين‌، در آمدن‌.
نشاط‌ انتظار، آدمي‌ را از نااميدي‌ و سستي‌، باز مي‌گيرد.
با اين‌ نگاه‌هاي‌ كوچك‌ و پيش‌ پا افتاده‌، آدم‌ در ?روز مرگي‌?ها، غرق‌ مي‌شود.
براي‌ خوب‌ ديدن‌، و خدايي‌ نگريستن‌، بايد به‌ چشمان‌ انتظار، مسلح‌ شد!
آنكه‌?نظر?ندارد،به‌ احساس‌ انتظار، نيز ـ نمي‌تواند رسيد.
?انتظار? سفر دور و درازي‌ است‌.
سفر انتظار، چشم‌ آدم‌ را، باز مي‌كند، سفر انتظار، انسان‌ را، ?صاحب‌ نظر? مي‌سازد...
***
حرف‌ از يك‌ نقطة‌ زماني‌ و مكاني‌ نيست‌.
سخن‌ از يك‌ جغرافياي‌ جهاني‌ عقيدتي‌ است‌:
تكان‌ تازه‌اي‌ در خاك‌ و خلقت‌ خاك‌!
تنه‌ و بدنة‌ خلقت‌، ?عدالت‌? است‌... و در اين‌ ميانه‌، ?ستم‌?، غباري‌ بيش‌ نيست‌، كه‌ به‌ راحتي‌ مي‌شود آن‌ را شست‌ و پيكرة‌ اصلي‌، پاكيزه‌ و زيباي‌ آفرينش‌ را در برابر نگاه‌ انتظار زندگي‌، به‌ ديدار نهاد!...
اين‌ شست‌ و شو، اصلاً، مشكل‌ نيست‌:
?آب‌? كه‌ دارد مي‌رود،
?رود? كه‌ دارد مي‌گذرد،
فطرت‌ پاك‌ عادلانة‌ ?خاك‌? كه‌ دارد تكان‌ تازه‌اي‌ مي‌خورد،
همه‌ به‌ ياري‌ ما، خواهند شتافت‌!
تنها،كافي‌ است‌ تكاني‌ بخوريم‌. در جنبش‌ شكوهمند ميلاد انتظار، به‌ ?احساس‌? برسيم‌ و صاحب‌ نظرانه‌، عمل‌ كنيم‌...
انتظار، يك‌ رفع‌ تكليف‌ نيست‌. بلكه‌، فهم‌ تكليف‌ است‌، اداي‌ تكليف‌ است‌:
آنان‌ كه‌ منتظر عدالت‌ فراگير و همگاني‌ اند، خويشتن‌، بايد همواره‌ در سوي‌ تحقق‌ آن‌ ؛ انديشه‌ كنند، بنويسند و بكوشند، و سهم‌ سنجيده‌ و دقيق‌ خود را ـ از اندازة‌ وظيفه‌اي‌ كه‌ بر گردن‌ دارند ادا كنند...
از بي‌نظران‌، چه‌ انتظاري‌؟!... نبضف عدل‌، كه‌ خاك‌ را، به‌ تكاني‌ موّاج‌ و تند و تازه‌ فرا مي‌خواند، بي‌ نظرانه‌ نمي‌تواند بر گوش‌دل‌بنشيند. بي‌ نظري‌، بي‌ تفاوتي‌ و بي‌ خيالي‌، از احساسف انتظار، به‌ دور است‌. خويشاوندان‌ خميازه‌ و خواب‌ را بگوييد كه‌ با بيراهه‌هاي‌ خويش‌، مزاحم‌ راهف ?مردان‌ انتظار? نشوند!
***
احساس‌ انتظار، در اين‌ فرهنگ‌، مأذنة‌ بلند هستي‌ است‌ كه‌ از بالاي‌ بلند آن‌ اذانف عدلف جهاني‌، سرداده‌ مي‌شود.
اين‌ انتظار، پاسخي‌ است‌ به‌ تمامي‌ هستي‌ و همة‌ فرشتگان‌، در برابر همان‌ سؤال‌ گلايه‌آميز، كه‌: ?چرا بر كرة‌ خاك‌،پاي‌كساني‌ بايد باز شود كه‌ فساد كنند و خون‌ بريزند؟!?
اين‌ ?انتظار? و پايانة‌ معطّر و مطهّر خاك‌، پاسخ‌ آنان‌ و همة‌ افكاري‌ هم‌ هست‌، كه‌ از ?گفردف خويش‌ فرا نرفته‌ و تمامت‌ استعداد و توان‌ انتظار را نمي‌نگرند...?
احساس‌ انتظار، احساس‌ طوفاني‌، شورانگيز و با نشاط‌ است‌، و انتظاري‌ ندارد، مگر پيروزي‌!

............ ......... ......... ......... ......... .........
پي‌نوشت‌ها :
* قطعه‌ ادبي‌ برگزيده‌ دومين‌ جشنوارة‌ برترين‌هاي‌ فرهنگ‌ مهدويت‌؛ ويژة‌ مطبوعات‌، به‌ نقل‌ از روزنامه‌ جمهوري‌ اسلامي‌.
1 . سورة‌ انبياء (21)، آية‌ 105.
2 . و در عصر ?غيبت‌?، با مرجعيت‌ و فقاهت‌ است‌ كه‌ جاي‌ ?ولايت‌?، پر مي‌شود.
3 . در نگاهي‌ ژرف‌ و فراگير، ?ظلم‌?، تمامت‌ آفات‌ و شوربختي‌هاي‌ آدمي‌ را، در بر مي‌گيرد. ظلم‌، هر آن‌ كنشي‌ است‌ كه‌ اشيا و آدمي‌ را، از شأن‌ و مكانتف حقيقي‌اش‌، بركنار مي‌دارد. جهل‌ و نفهميدن‌، ظلم‌ است‌. بي‌ ايماني‌ و شرك‌، ظلم‌ است‌: ?يابنيّ لا تشرك‌ بالله. إن‌ الشرك‌ لظلم‌ عظيم‌?؛ فرزندم‌، بر خداي‌ ?شرك‌? مياور؛ چرا كه‌ شرك‌، ?ظلم‌? بزرگي‌ است‌! (سوره‌ لقمان‌ (31)، آيه‌ 13)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386;ساعت 11:53;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 



رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم:

1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل.
قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند:
گفتار حضرت لوط عليه السلام درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند، دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود(در پيكار با دشمنان دين) باز نمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.

2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3)
خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.

3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4)
مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء در مكه و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي ( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند.
پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.

4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند:
تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5)
( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.

5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند:
فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6)
هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.

6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند:
قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا.
اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.

7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.
فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.
ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند
. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند. آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.
اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يا لثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.
همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است:

خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ.
آنان بهترين دليران روي زمين هستند.

او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ.
يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.

رجال عرفوا الله حق معرفته.
مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.

اصحاب الالويه.
آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند.

الفقهاء و القضاة و الحكام.
آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند.



------------ --------- --------- -----
پي نوشت ها
1. سوره هود/ آيه 80.
2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف.
3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف.
4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145.
5. همان، ص 133.
6. غيبت نعماني، ص 167.
7. الخرايج و الجرايح، ص

 

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله اعظم(عج)
هيئت رايت العباس؛ حاج محمود کريمي

مداحي قسمت 1

مداحي قسمت 2

مداحي قسمت 3

مداحي قسمت 4

مداحي قسمت 5

مداحي قسمت 6

مداحي قسمت 7

مداحي قسمت 8

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386;ساعت 19:37;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

زينب(س)

هنگامى كه زينب سلام الله عليها متولد شد، مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها او را نزد پدرش اميرالمؤ منين عليه السلام آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .

در اين ايام حضرت رسول اكرم صلوات الله عليه در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على عليه السلام به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد ما انتخاب كنيد.

 رسول خدا فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .

در اين هنگام جبرئيل فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر ابلاغ كرده و گفت :

نام اين نوزاد را «زينب» بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او  برگزيده است .

بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.


بانویی سخن ور

وقتی زینب (سلام الله علیها) را بعد از ماجرای کربلا به همراه سایر اسیران به مجلس ابن زیاد بردند، ایشان به صورت ناشناس در میان سایر زنان نشست. پسر زیاد متوجه ایشان شد و پرسید: "این زن ناشناس کیست؟"
کسی پاسخ او را نداد و برای بار دوم و سوم سوال کرد. در این وقت یکی از خدمتکاران پاسخ داد: "این زینب دختر فاطمه (سلام الله علیها)، دختر رسول خداست."
پسر زیاد که سرمست جنایات و پیروزی خود بود همینکه آن بانوی معظمه را شناخت در صدد برآمد تا پیروزی خود را به رخ دختر بزرگوار علی (علیه السلام) بکشد و در ضمن یک استفاده تبلیغاتی هم از این مجلس و مکالمه با زینب (سلام الله علیها) به نفع حکومت خونخوار و رسوای یزید بنماید. اما گمان نمی‌کرد طرف مکالمه و سخنش شیر زن تاریخ و بانوی بزرگی است که در برابر او با منطق محکم و نیرومند خود سبب رسوایی یزید و همه ستمگران و فاسقان روزگار خواهد گردید. پسر زیاد با کمال بی‌شرمی دهان باز کرد و گفت:"سپاس خدای را که شما را رسوا کرده و گفته‌های شما نادرست از کار در آمد."
شاید بیچاره خیال می‌کرد هر کس در راه مبارزه با باطل کشته شد و به شهادت رسید رسوا شده و دروغش نمودار گشته و شاید هم اینقدر می‌فهمیده ولی برای انحراف افکار و وارونه جلوه دادن حقایق اینگونه سخن گفته چون این سخنان را به خدا نسبت داده. اما زینب (سلام الله علیها) برای خنثی کردن نقشه های عوام فریبانه بلافاصله پاسخ داد:"ستایش خدای را سزا‌ست که ما را بوسیله پیغمبرش گرامی داشته و از پلیدی پاکمان گردانید. آن کسی که رسوا گردد بی شک و تردید فاسق است و آنکس که دروغ می‌گوید فاجر و تبهکار است و چنین کسی ما نیستیم و دیگران هستند. و الحمد لله."
پسر زیاد که انتظار نداشت و یا باور نمی‌کرد با چنین زن دانشمند و با شهامتی روبرو شود جهت سخن را تغییر داده و گفت:"رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟"
بانوی قهرمان با بیانی که از کمال ایمان و تسلیم او در پیشگاه با عظمت حق تعالی حکایت داشت و با لحنی افتخارآمیز و تکان دهنده و کوبنده در جواب فرمود: "من جز نیکی ندیدم.... آنان نیز (با کمال افتخار) به آرامگاه خود شتافتند ولی بدان که خداوند میان تو و ایشان داوری خواهد کرد و تو را مورد بازخواست قرار خواهد داد. پس نگران باش که در آن روز پیروزمند چه کسی خواهد بود (تو یا آنها)؟ ای پسر مرجانه مادر به سوگت بنشیند."
باری همین چند جمله کوتاه به اندازه ای کوبنده و دندان شکن بود که اهل تاریخ می‌نویسند پسر زیاد را چنان خشمگین ساخت که در صدد قتل زینب (سلام الله علیها) برآمد اما یکی از سرکردگان لشکرش که در آنجا حاضر بود او را آرام ساخت و از این کار جلو گیری کرد.


« برگرفته از کتاب "زندگانی حضرت زهرا و زینب کبری (علیهما سلام)"،

 تاليف سید هاشم رسولی محلاتی »

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386;ساعت 11:15;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

هشتم رجب المرجب، ولادت باسعادت کوچک ترین یاور کربلایی و بزرگ ترین باب الحوائج الی الله، شش ماهه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)،حضرت علی اصغر (ع) فرخنده باد

* تا صبح محشر،علی اصغر(ع) .. گـویـم مـکــرر،علی اصغر(ع) * 

                ** ترسم ای روی تو، ماه منیرم ** ** کـربـلاء را نـبـیـنـم و بـمـیـرم **

* در دل نـوشـتم، علی اصغر(ع) .. تـوئی بهـشـتم، علی اصغر(ع) *

یا علی اصغر ما را دریاب

پیشاپیش ولادت امام علی حیدر کرار علیه السلام

را به همه پدرانی که الگوشون ان امام همام میباشد

 تبریک عرض میکنم

 

۱۳رجب نزدیکه ذکر یا علی را تا میتونید بگویید

مفروض عالناس حبک یا علی..علاک رب العرش علاک..غصبن علی اعداک

یا کرار کرار حبک صار مثل الدار یجمعنا

اعرفناک من ننخاک تسمعنا

اسمک کل موالی صاح یا کرار

یا علی یا سیدی و مولای و جدی اهدینی و ادرکنی

و یا رب حبک للابد یکون فی قلوبنا یا حیدر

ختم سوم قران در ماه رجب المرجب..

۱-علی ناظمی

۲-دوستش

۳-سید احسان

۴-سیده رقیه

۵-میترا

۶-سارای

۷-ادریس

۸-مریم

۹-علی

۱۰-سارا قاسمی

۱۱-سیده مریم

۱۲-طیبه جون

۱۳-زهرا

۱۴-لیلا شیدا

۱۵-مرتضی رامسر

۱۶-اشک اسمان سیده بهار شکوفه

۱۷-امید الف

۱۸-امید الف

۱۹-امید الف

۲۰-ناصر مردانی

۲۱-نیره تحقیقی سقا

۲۲-صبح امید

۲۳-مهدی ر

۲۴-مهدی ر

۲۵-نوشین ط

۲۶-بهاره ق

۲۷-لیلا ظفری

۲۸-سخن آشنا

۲۹-منتظران ظهور

۳۰-نامهربان

 

 

این ختم با همراهی اعضای کلوب انجام میشه و تعدادی از وبلاگ نویسان

خدا را شاکرم که ختم سومی به پایان رسید

امیدوارم امام علی این ختم ها را از همه ما قبول کنن

و حاجت همه محبینش را براورده کنند

اللهم العن الجبت و الطاغوت

الهی امین

 

برای سلامتی مهدی صاحب الزمان عج صلوات 

 بر روح عمو سید مهربانم صلوات بر محمد و ال محمد

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386;ساعت 10:55;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

به این حدیث دقت کنید:

امام کاظم (عليه السلام) فرمودند:
عند قبر حَضَرَهُ ـ : إنَّ شيئاً هذا آخِرُهُ لَحَقِيقٌ أن يُزهَدَ في أوَّلِهِ، وإنَّ شيئاً هذا أوَّلُهُ لَحَقِيقٌ أن يُخافَ آخِرُهُ.
بر سر گورى حاضر شد و فرمود: ـ چيزى كه آخرش اين است، سزاوار است كه از همان آغاز به آن دل بسته نشود و چيزى كه آغازش اين است، به جاست كه از فرجام آن ترسيده شود.
(البحار : 78 / 320 / 9 و 77 / 22 / 6)

رواياتي در باب انتظار فرج


 

- رسول اكرم صلى الله عليه و آله مي‌فرمايد:
«طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته»
؛ "ينابيع المودة، ج 3، ص 101"
خوشا به حال صبر كنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش.

- اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد:
«انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله» ؛
"بحارالانوار، ج 52، ص 123"
انتظار فرج بكشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوب‌ترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند كه در راه خدا، در خون خود مىغلتند.

- امام حسين عليه السلام مي‌فرمايد:
«... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى والتكذيب، بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله»؛
"اعلام الورى، ص 384"
... به تحقيق كه صبركنندگان در غيبتش بر اذيت‌ها و تكذيب‌ها، مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى الله عليه و آله) هستند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386;ساعت 19:55;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

سیدتی یا فاطمه هلیله همنا ینجلی انهنی رسول الله و علی
والحسن حبی و املی و احسین راعی الغانمه ابفرحه ولاده فاطمه
حور الجنان اتبسمن و اتعانگن و اتحزمن خدمه الزهرا اتوزنن
صوره الکوثرر فاطمه ابفرحه ولاده فاطمه سیدتی یا فاطمه
عوادهم کل البشر و الزهرا ام احد عشر بیهم نهج طه انتشر
 ایه الباری ومکرمه سیدتی یا فاطمه
شوف الشملهم مجتمع مریم توجلهن شمع و سارا تبارک للجمع
 اجر الموده دائمه ابفرحه ولاده فاطمه
image
زهرا         

  فاطمه        

   راضیه             

      مرضیه                

       حوراء                   

                   اسئلکم الدعااااااا ایها الاحباء

         محدثه                  

  مبارکه                  

صدیقه                   

زکیه               

طاهره        

سالروز ولادت با سعادت یگانه دخت نبی مکرم اسلام (ص)

حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها روز زن مبارک باد.

السلام عليک يا انسية الحوراء

 

ولادت چشمه کوثر، دخت پيامبر (ص) کفو اميرالمؤمنين (ع) مادر ولايت،

 حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) به مسلمانان جهان مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .

  سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

سخنانی گوهربار در مورد مادر:

بهشت زیر قدمهای مادران است .   پیامبر اکرم «ص»

حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد .     امام سجاد «ع»

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»

ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد .    سوره مبارکه احقاف ، آیه 15

* تازه هاى بخش فارسى پايگاه الشيعه:

اهل بيت (ع) / امامزادگان = 16 امامزاده
اهل بيت (ع) / اصحاب = 77 نفر
اهل بيت (ع) / روات = 7 راوى
اهل بيت (ع) / شعراء = 1 شاعر
تشيع / علماء راحل = 72 عالم
تشيع / مشاهير = 15 مشاهير
خاورشناسان / رويدادها = 5 رويداد
كتابسرا / مقالات = 29 مقاله
كتابسرا / قرآن، حديث = 2 کتاب
پايگاه هاى شيعى / فرهنگى، هنرى و ... = 39 پايگاه
نگارخانه / آثار هنرمندان = 65 اثر هنرى

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386;ساعت 17:46;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  |